سعید و من

از همان زمان که فیلم خداحافظ رفیق مراحل ساخته شدن را طی کرد و حتی در ماه های پیش تر که عکس هایت را در مجله های سینمایی دیدیم احساس کردیم که فرق هایی با دیگران داری.

 و حتی اسم یک سیلابیت هم تازگی داشت .

  موهایمان را اندازه شما کوتاه کردیم و هی تیغ به سبیل هایمان زدیم تا به اندازه سبیل های شما پر شود .

 یک وری نگاه کردیم و ابرو هارا بالا انداختیم تا مثل شما چین بر پیشانیمان بیفتد و شانه راست را کمی پایین گرفتیم

چقدر عکس مثل شما گرفتیم و کم کم شما شدی شاخص فیلم های متفاوت تا وقتی که با فیلم کافر و تنگنا آتش به جان ما انداختی و شب و روزمان شد کافر و تنگنا و صبح روز چهارم و... جوانیماان را با شما سر کردیم.


به رسم امانتداري ( با كمي ويرايش نقل از مصاحبه هوشنگ گلمكاني با سعيد )