سعید در رسانه ها 13

 

 سعید در رسانه ها

 

6 خرداد 1391

 

 در نقش سر لشگر شهید فلاحی

 

سعيد راد به فيلم شهيد چمران

 پيوست

 

Copy of 777 1.jpg

 

سعيد راد به جمع بازيگران فيلم سينمايي «چ» به كارگرداني ابراهيم حاتمي‌كيا پيوست.

اين بازيگر قرار است در فيلم زندگي شهيد چمران نقش سرلشگر فلاحي را بازي كند. ديروز سايت اين فيلم فيلمي از دورخواني بخش‌هايي از فيلمنامه با حضور فريبرز عرب‌نيا، مريلا زارعي، اسماعيل سلطانيان و سعيد راد را منتشر كرد كه البته ابراهيم حاتمي‌كيا نيز حضور داشت. قرار است طي روزهاي آينده چند بازيگر ديگر به اين جمع اضافه شوند و تست گريم همه بازيگران انجام شود.
فيلم «چ» 17 روز ديگر كليد مي‌خورد و بخش‌هايي از آن در اورامانات كرمانشاه فيلمبرداري خواهد شد.

حاتمی‌کیا در اين فيلم سراغ دو روز و دو شب از زندگی شهید چمران رفته و از روز بیست‌وپنجم تا بیست‌وهفتم مرداد 1358 زندگی این شهید را روایت کرده‌است. این فیلم با حمایت بنیاد سینمایی فارابی و به تهیه‌کنندگی مهدی کریمی ساخته خواهد شد

 بانی فیلم

و . . .

 

 

سعید راد - سعید دیروز ، سعید امروز 8

 

 

سعید دیروز ، سعید امروز ۸

 

 

سعید دیروز

 

 

سعید امروز

 

 

سعید در رسانه ها 12

 

 

کد خبر: ۲۶۱۰۲

تاریخ انتشار: ۰۱ تير ۱۳۹۱ - ۱۱:۳۵

تعداد بازدید: ۸۲۷

 

چهره ها » چهره ها

سعید راد: کتاب خواندن مونس اوقات دلتنگی‌ام است

در آمریکا همه چیز ایده آل بود. سرساعت استراحت اعلام می‌شد و نهار و شام هم در راس موعدش صرف می‌شد. اینجا تازه سه بعدازظهر مدیر تولید یادش می‌آید سفارش غذا بدهد!

تهران امروز: سعید راد نام آشنایی در بازیگری سینمای ایران است. شروع فعالیت راد مصادف با شکل‌گیری موج نو سینمای ایران بود. «خداحافظ رفیق» اولین ساخته امیر نادری اولین تجربه جدی راد بعد از ظاهر شدن در چند نقش فرعی در عرصه بازیگری بود.

با درخشش راد در این فیلم سایر سینماگران موج نو وصاحب سبک به سراغش آمدند. کامران شیردل، فریدون گله و مسعود کیمیایی فیلم‌سازان شاخصی بودن که با او کار کردند. بعد از انقلاب هم این درخشش ادامه پیدا کرد و سعید راد با حضور در فیلم پرفروش و محبوب «عقابها» جایگاهش را حفظ کرد.


 با مهاجرت ناخواسته راد به خارج از کشور این بازیگر از سینما فاصله گرفت. بازگشت مجددش توام با حضور در فیلم «دوئل» احمدرضا درویش بود. فیلمی‌که نتوانست ضامن موفقیت دوباره راد باشد.

دراین یکی، دوساله اخیر حضور راد در سینما جدی‌تر شده است و در حال حاضر هم قرار است با ابراهیم حاتمی‌کیا در فیلم «چ» که در باره زندگی چمران است در نقش سرلشکر شهید فلاحی بازی کند. همین مسئله بهانه‌ای شد تا گفت‌و‌گویی با سعید راد درباره سینما و فعالیت‌های اخیرش داشته باشیم.

آقای راد تازه چه خبر؟

به همراه فریبرز عرب‌نیا ، مریلا زارعی و اسماعیل سلطانیان مشغول تمرینات دورخوانی برای حضور در فیلم زندگی شهید مصطفی چمران به کارگردانی ابراهیم حاتمی‌کیا هستم.

در این فیلم در چه نقشی بازی می‌کنید؟


در نقش شهید سرلشکر فلاحی فرمانده نیروی زمینی بازی می‌کنم.

قبلا هم تجربه بازی در قالب شخصیت‌های نظامی‌را داشتید؟


بله در چند فیلم قبل از انقلاب نقش پلیس و در فیلم «عقابها» هم نقش خلبان را بازی کرده بودم.

شما با خیلی از بزرگان سینما کار کردید، به نظر شما کارگردان‌های سینما را به چند گروه می‌توان تقسیم بندی کرد؟

بیشتر به دو حوزه سینماگر مولف و سینماگری که فقط به سینما به چشم یک شغل و حرفه نگاه می‌کند می‌توان تقسیم‌بندی انجام داد. سینماگر مولف بیشتر در سینمای بعد از انقلاب گسترش پیدا کرد و یک کارگردان فقط خودش را محدود به کارگردانی صرف نمی‌کرد. یادم می‌آید در اوایل انقلاب موقعی که مشغول بازی در فیلم «داد شاه» بودم کارگردانش سوای نوشتن متن، در زمینه طراح صحنه ولباس فیلم هم فعالیت می‌کرد.


 در سینمای قبل از انقلاب هم چون تفکیک حرفه‌ای و کاری چندان مورد توجه نبود، حتی کارگردان گریم فیلمش را انجام می‌داد که البته ربطی به تئوری مولف ندارد و مرتبط به ساختار آن روزگار سینمای ایران بود. در فیلم «صادق کرده» ناصر تقوایی نظارت دقیقی روی کلیت امورات فیلم داشت. فیلم گریمور داشت اما گریمور حرفه‌ای و کار بلدی نبود. گریم در آن دوران فقط در حد یک فوم زدن یا آرایش چهره برای خانم‌ها خلاصه می‌شد.

به‌عنوان بازیگر چقدر در این بخش‌های فیلم دخالت می‌کردید؟


همیشه اعتقاد دارم که بازیگر در حکم وسیله ای در دست کارگردان فیلم برای بازی جلوی دوربین است و باید فرامین کارگردان را به‌درستی انجام دهد. بازیگر باید بازیگر باشد و نرود دنبال این حرف‌ها که سوپر استار است و بايد مثل یک سرباز تحت نظر کارگردان کار کند.

الان متاسفانه بازیگران جوان مدعی بی‌خود و بی جهت شده اند. این بد است و خیلی از بازیگران می‌آیند حتی در باره نوع گریم‌شان و یا لباس‌شان دخالت نابجا می‌کنند.
  

درفیلمی‌که بازی می‌کند انجام می‌دهد کار درستی است؟


نمی‌دانم، شاید بلد باشد و طراحی کرده و اگر کارش بر مبنای درستی باشد چه اشکالی دارد این کار را توامان انجام دهد. البته اگر فیلی طراح صحنه و لباس داشته باشد و بازیگری بیاید در کار این طراح دخالت کند کار اشتباهی انجام داده است. موقعی که يک بازیگر قرارداد در فیلمی‌را قبول می‌کند، باید حرفه ای عمل کند و از دخالت‌های بی مورد اجتناب کند.

بارها دیده‌ام گریموری را برای فیلمی‌انتخاب می‌کنند که توانایی کاری بالایی ندارد وعوامل فیلم هم به خودشان اجازه می‌دهند در کارش دخالت کنند. یکی از دلايلی که باعث شد تولید فیلم «زنگی و رومی» به کارگردانی ناصر تقوایی نیمه‌تمام بماند به‌رغم حضور عوامل خوب حرفه‌ای، حضور تعدادی عوامل بود که آدم‌های درجه چندمی‌محسوب می‌شدند و این امر با درجه يک بودن کار تقوایی مغایرت داشت و باعث شد تولید فیلم مسکوت بماند. مطمئن باشید اگر فیلم هم ساخته می‌شد با حضور این عوامل کار چندان خوب و برجسته نمی‌شد.


 من بازیگر موقعی که زیر دست چهره پرداز می‌نشینم باید اطینان کنم که کارش را بلد است و گرنه من هم در کارم دچار تزلزل می‌شوم. طراحی که علم این کار را ندارد می‌رود فقط یک کلاه و لباس ساده و تکراری را برای بازیگر انتخاب می‌کند. برای همین است که معنای بیگ‌پروداکشن هم در سینمای ایران دستخوش تحریف شده است.

آیا فیلم «دوئل» در تعریف فیلم بیگ پرداکشن می‌گنجد؟

بله. فیلم «دوئل» کاری بود که تولیدش در سطح گسترده ای انجام شد و بیش از هزار نفر آدم درگیر تولید این فیلم بودند.

نوع گریم و طراحی شخصیت اسکندر که در فیلم آن را بازی می‌کردید چقدر برای بازی بهتر به شما کمک کرد؟


به شخصه از طراحی گریم و لباسم در «دوئل» چندان راضی نبودم اما در کار طراحش دخالتی نکردم. لباس عنصر مهمی‌برای هویت بخشیدن به بازی یک بازیگر است. در فیلم «تنگنا» ساخته امیر نادری نوع لباس خیلی به من کمک کرد که در قالب شخصیت علی‌خوش دست فرو بروم. با امیر نادری به اتفاق رفتیم و از جین‌فروش‌های چهارراه استانبول جین مشکی و پیراهن ساده مشکی رنگ را انتخاب کردیم و لباس به درستی در تن علی خوش دست نشست.

با تقوایی هم یادم می‌آید سر «صادق کرده» رفتیم و لباس صادق را تهیه کردیم. همانطوری که گفتم خلاقیت و توانایی کارگردان در این مواقع به عينیت در می‌آید و یک فیلم یا یک نقش ماندگار و محبوب مردم می‌شود. بودجه فیلم‌های موج نو محدود بود و نمی‌شد رفت بریز و بپاش کرد و از طرفی مگر چند طراح صحنه و لباس تحصیل کرده و کار بلد درآن سالها داشتیم. کسی در آن سالها وجود نداشت که کارگردان بهش اعتماد کند و سناریو بده دستش که بر اساس ویژگی‌های موجود برای بازیگران لباس طراحی کند. این کار علم است و از عهده هر کسی خارج است.


 یک طراح باید جامعه شناسی و قدرت تحلیل نقش و بررسی خاستگاه اجتماعی آدم‌ها را بلد باشد. الان در بیشتر فیلم‌ها دختر خانم‌ها چند مانتو و روسری مد روز که در هر بوتیکی قابل تهیه است را بدون اینکه آیا مناسب کاراکتری که بازی می‌کنند هست می‌پوشند و همه هم می‌گویند به به فیلم چه طراح خوب لباسی داشته! ماشاءالله که اکثر بازیگران به واسطه عمل‌های زیبایی که برچهرشان انجام می‌دهند یک شکل هستند !

کار کدام از چهره پردازان امروزی را تایید می‌کنید؟


سعید ملکان نسبت به کارش شناخت دارد و می‌داند چه می‌کند. در فیلم «سال‌های مشروطه» که نقش رضا شاه را بازی می‌کردم. ملکان با شناخت درست گریم مناسبی را روی چهره ام انجام داد. در گریم خیلی از چیزها مثل شبیه سازی در سینمای دنیا مورد استفاده قرار می‌گیرد که در سینمای ایران موفق نبوده است.

در فیلم «پروانگی» هم گریم متفاوتی داشتید ؟

از حضور در این فیلم اصلا راضی نیستم. موقعی که برای فیلمبرداری صحنه‌های خارج از کشور به فرانسه رفتیم، دیدم اصلا لباس‌های مناسبی نبود و طراح لباس نمی‌دانست کراوات چیست ! با هزینه شخصی خودم برخی از لباس‌ها را رفتم خریدم.

موقعی که در آمریکا بودید اوضاع در بخش طراحی صحنه و لباس چگونه بود ؟

حرفه ای و ایده‌ال بود. سه تا ماشین سینه موبیل مختص لباس بازیگران در کنار صحنه وجود داشت، سرساعت استراحت اعلام می‌شد و نهار و شام هم در راس موعدش صرف می‌شد. اینجا تازه سه بعدازظهر مدیر تولید یادش می‌آید سفارش غذا بدهد! ومی‌رود خورش قیمه می‌آورد و بازیگر بعد از خوردن چلو خورش خوابش می‌برد !


نوع لباس و پوشش یک بازیگر چقدر می‌تواند نشان دهنده طرز تفکر و بینشش باشد؟

نوع پوشش و آراستگی ظاهری بازیگر نسبت مستقیمی ‌با شخصیت و تفکرش دارد و آرتیست‌ها معمولا خوش‌پوش و خوش‌لباس هستند.

اهل مطالعه هم هستید؟

مگر کتاب برای خواندن است (با خنده) از شوخی گذشته من و مسعود کیمیایی کتابخانه پرباروغنی داریم و معمولا هم این کتاب‌ها را می‌خوانیم ! امکان ندارد خانه مسعود کیمیایی بروید و روی میز کارش کتابی نبینید.برای من هم کتاب خواندن مونس اوقات دلتنگی‌ام است.


00017970.jpg