سعید در رسانه ها


کد خبر 47706
تاریخ انتشار: دوشنبه, ۲۵ آذر ۱۳۹۲ ۱۳:۱۱

سعید راد: کتاب خواندن مونس اوقات دلتنگی‌ام است

 سعید راد نام آشنایی در بازیگری سینمای ایران است. شروع فعالیت راد مصادف با شکل‌گیری موج نو سینمای ایران بود. «خداحافظ رفیق» اولین ساخته امیر نادری اولین تجربه جدی راد بعد از ظاهر شدن در چند نقش فرعی در عرصه بازیگری بود.

با درخشش راد در این فیلم سایر سینماگران موج نو وصاحب سبک به سراغش آمدند. کامران شیردل، فریدون گله و مسعود کیمیایی فیلم‌سازان شاخصی بودن که با او کار کردند. بعد از انقلاب هم این درخشش ادامه پیدا کرد و سعید راد با حضور در فیلم پرفروش و محبوب «عقابها» جایگاهش را حفظ کرد.



 با مهاجرت ناخواسته راد به خارج از کشور این بازیگر از سینما فاصله گرفت. بازگشت مجددش توام با حضور در فیلم «دوئل» احمدرضا درویش بود. فیلمی‌که نتوانست ضامن موفقیت دوباره راد باشد.

دراین یکی، دوساله اخیر حضور راد در سینما جدی‌تر شده است و در حال حاضر هم قرار است با ابراهیم حاتمی‌کیا در فیلم «چ» که در باره زندگی چمران است در نقش سرلشکر شهید فلاحی بازی کند. همین مسئله بهانه‌ای شد تا گفت‌و‌گویی با سعید راد درباره سینما و فعالیت‌های اخیرش داشته باشیم.

آقای راد تازه چه خبر؟

به همراه فریبرز عرب‌نیا ، مریلا زارعی و اسماعیل سلطانیان مشغول تمرینات دورخوانی برای حضور در فیلم زندگی شهید مصطفی چمران به کارگردانی ابراهیم حاتمی‌کیا هستم.

در این فیلم در چه نقشی بازی می‌کنید؟

در نقش شهید سرلشکر فلاحی فرمانده نیروی زمینی بازی می‌کنم.

قبلا هم تجربه بازی در قالب شخصیت‌های نظامی‌را داشتید؟

بله در چند فیلم قبل از انقلاب نقش پلیس و در فیلم «عقابها» هم نقش خلبان را بازی کرده بودم.

شما با خیلی از بزرگان سینما کار کردید، به نظر شما کارگردان‌های سینما را به چند گروه می‌توان تقسیم بندی کرد؟

بیشتر به دو حوزه سینماگر مولف و سینماگری که فقط به سینما به چشم یک شغل و حرفه نگاه می‌کند می‌توان تقسیم‌بندی انجام داد. سینماگر مولف بیشتر در سینمای بعد از انقلاب گسترش پیدا کرد و یک کارگردان فقط خودش را محدود به کارگردانی صرف نمی‌کرد. یادم می‌آید در اوایل انقلاب موقعی که مشغول بازی در فیلم «داد شاه» بودم کارگردانش سوای نوشتن متن، در زمینه طراح صحنه ولباس فیلم هم فعالیت می‌کرد.



 در سینمای قبل از انقلاب هم چون تفکیک حرفه‌ای و کاری چندان مورد توجه نبود، حتی کارگردان گریم فیلمش را انجام می‌داد که البته ربطی به تئوری مولف ندارد و مرتبط به ساختار آن روزگار سینمای ایران بود. در فیلم «صادق کرده» ناصر تقوایی نظارت دقیقی روی کلیت امورات فیلم داشت. فیلم گریمور داشت اما گریمور حرفه‌ای و کار بلدی نبود. گریم در آن دوران فقط در حد یک فوم زدن یا آرایش چهره برای خانم‌ها خلاصه می‌شد.

به‌عنوان بازیگر چقدر در این بخش‌های فیلم دخالت می‌کردید؟

همیشه اعتقاد دارم که بازیگر در حکم وسیله ای در دست کارگردان فیلم برای بازی جلوی دوربین است و باید فرامین کارگردان را به‌درستی انجام دهد. بازیگر باید بازیگر باشد و نرود دنبال این حرف‌ها که سوپر استار است و بايد مثل یک سرباز تحت نظر کارگردان کار کند.

الان متاسفانه بازیگران جوان مدعی بی‌خود و بی جهت شده اند. این بد است و خیلی از بازیگران می‌آیند حتی در باره نوع گریم‌شان و یا لباس‌شان دخالت نابجا می‌کنند.


  


درفیلمی‌که بازی می‌کند انجام می‌دهد کار درستی است؟

نمی‌دانم، شاید بلد باشد و طراحی کرده و اگر کارش بر مبنای درستی باشد چه اشکالی دارد این کار را توامان انجام دهد. البته اگر فیلی طراح صحنه و لباس داشته باشد و بازیگری بیاید در کار این طراح دخالت کند کار اشتباهی انجام داده است. موقعی که يک بازیگر قرارداد در فیلمی‌را قبول می‌کند، باید حرفه ای عمل کند و از دخالت‌های بی مورد اجتناب کند.

بارها دیده‌ام گریموری را برای فیلمی‌انتخاب می‌کنند که توانایی کاری بالایی ندارد وعوامل فیلم هم به خودشان اجازه می‌دهند در کارش دخالت کنند. یکی از دلايلی که باعث شد تولید فیلم «زنگی و رومی» به کارگردانی ناصر تقوایی نیمه‌تمام بماند به‌رغم حضور عوامل خوب حرفه‌ای، حضور تعدادی عوامل بود که آدم‌های درجه چندمی‌محسوب می‌شدند و این امر با درجه يک بودن کار تقوایی مغایرت داشت و باعث شد تولید فیلم مسکوت بماند. مطمئن باشید اگر فیلم هم ساخته می‌شد با حضور این عوامل کار چندان خوب و برجسته نمی‌شد.



 من بازیگر موقعی که زیر دست چهره پرداز می‌نشینم باید اطینان کنم که کارش را بلد است و گرنه من هم در کارم دچار تزلزل می‌شوم. طراحی که علم این کار را ندارد می‌رود فقط یک کلاه و لباس ساده و تکراری را برای بازیگر انتخاب می‌کند. برای همین است که معنای بیگ‌پروداکشن هم در سینمای ایران دستخوش تحریف شده است.

آیا فیلم «دوئل» در تعریف فیلم بیگ پرداکشن می‌گنجد؟

بله. فیلم «دوئل» کاری بود که تولیدش در سطح گسترده ای انجام شد و بیش از هزار نفر آدم درگیر تولید این فیلم بودند.

نوع گریم و طراحی شخصیت اسکندر که در فیلم آن را بازی می‌کردید چقدر برای بازی بهتر به شما کمک کرد؟

به شخصه از طراحی گریم و لباسم در «دوئل» چندان راضی نبودم اما در کار طراحش دخالتی نکردم. لباس عنصر مهمی‌برای هویت بخشیدن به بازی یک بازیگر است. در فیلم «تنگنا» ساخته امیر نادری نوع لباس خیلی به من کمک کرد که در قالب شخصیت علی‌خوش دست فرو بروم. با امیر نادری به اتفاق رفتیم و از جین‌فروش‌های چهارراه استانبول جین مشکی و پیراهن ساده مشکی رنگ را انتخاب کردیم و لباس به درستی در تن علی خوش دست نشست.

با تقوایی هم یادم می‌آید سر «صادق کرده» رفتیم و لباس صادق را تهیه کردیم. همانطوری که گفتم خلاقیت و توانایی کارگردان در این مواقع به عينیت در می‌آید و یک فیلم یا یک نقش ماندگار و محبوب مردم می‌شود. بودجه فیلم‌های موج نو محدود بود و نمی‌شد رفت بریز و بپاش کرد و از طرفی مگر چند طراح صحنه و لباس تحصیل کرده و کار بلد درآن سالها داشتیم. کسی در آن سالها وجود نداشت که کارگردان بهش اعتماد کند و سناریو بده دستش که بر اساس ویژگی‌های موجود برای بازیگران لباس طراحی کند. این کار علم است و از عهده هر کسی خارج است.



 یک طراح باید جامعه شناسی و قدرت تحلیل نقش و بررسی خاستگاه اجتماعی آدم‌ها را بلد باشد. الان در بیشتر فیلم‌ها دختر خانم‌ها چند مانتو و روسری مد روز که در هر بوتیکی قابل تهیه است را بدون اینکه آیا مناسب کاراکتری که بازی می‌کنند هست می‌پوشند و همه هم می‌گویند به به فیلم چه طراح خوب لباسی داشته! ماشاءالله که اکثر بازیگران به واسطه عمل‌های زیبایی که برچهرشان انجام می‌دهند یک شکل هستند !

کار کدام از چهره پردازان امروزی را تایید می‌کنید؟

سعید ملکان نسبت به کارش شناخت دارد و می‌داند چه می‌کند. در فیلم «سال‌های مشروطه» که نقش رضا شاه را بازی می‌کردم. ملکان با شناخت درست گریم مناسبی را روی چهره ام انجام داد. در گریم خیلی از چیزها مثل شبیه سازی در سینمای دنیا مورد استفاده قرار می‌گیرد که در سینمای ایران موفق نبوده است.

در فیلم «پروانگی» هم گریم متفاوتی داشتید ؟

از حضور در این فیلم اصلا راضی نیستم. موقعی که برای فیلمبرداری صحنه‌های خارج از کشور به فرانسه رفتیم، دیدم اصلا لباس‌های مناسبی نبود و طراح لباس نمی‌دانست کراوات چیست ! با هزینه شخصی خودم برخی از لباس‌ها را رفتم خریدم.

موقعی که در آمریکا بودید اوضاع در بخش طراحی صحنه و لباس چگونه بود ؟

حرفه ای و ایده‌ال بود. سه تا ماشین سینه موبیل مختص لباس بازیگران در کنار صحنه وجود داشت، سرساعت استراحت اعلام می‌شد و نهار و شام هم در راس موعدش صرف می‌شد. اینجا تازه سه بعدازظهر مدیر تولید یادش می‌آید سفارش غذا بدهد! ومی‌رود خورش قیمه می‌آورد و بازیگر بعد از خوردن چلو خورش خوابش می‌برد !



نوع لباس و پوشش یک بازیگر چقدر می‌تواند نشان دهنده طرز تفکر و بینشش باشد؟

نوع پوشش و آراستگی ظاهری بازیگر نسبت مستقیمی ‌با شخصیت و تفکرش دارد و آرتیست‌ها معمولا خوش‌پوش و خوش‌لباس هستند.

اهل مطالعه هم هستید؟

مگر کتاب برای خواندن است (با خنده) از شوخی گذشته من و مسعود کیمیایی کتابخانه پرباروغنی داریم و معمولا هم این کتاب‌ها را می‌خوانیم ! امکان ندارد خانه مسعود کیمیایی بروید و روی میز کارش کتابی نبینید.برای من هم کتاب خواندن مونس اوقات دلتنگی‌ام است.


انتقادهای سعید راد از امین تارخ، حمید فرخ‌نژاد، فریبرز عرب‌نیا و .../ ستاره نداریم




انتقادهای سعید راد از امین تارخ، حمید فرخ‌نژاد، فریبرز عرب‌نیا و .../ ستاره نداریم
انتقادهای سعید راد از امین تارخ، حمید فرخ‌نژاد، فریبرز عرب‌نیا و .../ ستاره نداریم
درسینمای ایران ستاره وجود ندارد و سینمای ما به هیچ‌وجه قابل مقایسه با سینمای جهان نیست. به گزارش نامه نیوز، روزنامه اعتماد در گفتگو با سعید راد نوشت: نوشت:

سعید راد از بزرگان بازیگری تاریخ سینمای ایران است. بازیگری که جزو ستاره‌های بزرگ سینمای پیش از انقلاب است و سابقه همکاری با کارگردان‌های مطرحی چون مسعود کیمیایی، ناصر تقوایی، امیر نادری و کامران شیردل را در کارنامه بازیگریش دارد. از فیلم‌های مطرح او می‌توان به تنگنا، صبح روز چهارم، سفر سنگ و صادق کرده اشاره کرد. راد پس از سال‌ها دوری از سینمای ایران، با فیلم دوئل به سینمای ایران بازگشت و بار دیگر ارزش‌های خودش را نشان داد. او از جمله بازیگرانی است که با انتخاب‌های درستش، جایگاه ویژه خود را در سینمای ایران حفظ کرده است. در این گفت‌وگو راد انتقادهای زیادی را درباره شرایط بازیگری و ستاره‌های سینمای ایران مطرح کرده که بسیار حایز اهمیت است و می‌تواند در شناخت مفهوم ستاره و بازیگری حرفه‌یی راهگشا باشد.

 

تعریف شما از مفهوم ستاره در سینما چیست؟

درسینمای ایران ستاره وجود ندارد و سینمای ما به هیچ‌وجه قابل مقایسه با سینمای جهان نیست. ما بازیگران کمی را داریم که جنم این کار را داشته باشند. هنوز بازیگران کمی در این سینما هستند که کارشان برایشان جدی باشد و در بازیشان یک سطح کیفی استاندارد وجود داشته باشد، پس حرف از ستاره زدن در سینمای ما محلی از اعراب ندارد. نکته عجیبی که خیلی شنیده‌ام این است که بسیاری بازیگری را بلد نیستند و حرف از بازیگر مولف هم می‌زنند!من این را قبول ندارم. در سینمای ما تنها کارگردان مولف داریم. بازیگر همیشه باید در خدمت کارگردان و فیلم باشد. درتاریخ سینمای جهان ما ستاره‌هایی مانند جان وین، آنتونی کویین و مارلون براندو را داشته‌ایم که شغل‌شان بازیگری و تمام فکر و ذکرشان این کار بوده است. این بازیگران هر وقت در فیلم‌های خوب حضور داشته‌اند، موفق نشان داده‌اند. پس در هر شرایطی بازیگران باید تابع کارگردان و در خدمت فیلم باشند. درسال‌های اخیر، بسیاری از بازیگران ایرانی به کارهای جنبی بسیاری مثل رستوران‌داری و حتی کار درمشاغلی چون معاملات ملکی می‌پردازند و کوچک‌ترین توجهی به جایگاه خود ندارند. در کارنامه بسیاری از بازیگران سینمای جهان هم فیلم‌های بد وجود دارد. اما آنها عموما کمتر اشتباه می‌کنند و بسیار مراقب کارشان هستند. در سینمای ایران بازیگرانی داشته‌ایم که محبوب شده‌اند و به سرعت هم از محبوبیت‌شان کاسته شده است، به خاطر اینکه این مواظبت حرفه‌یی را نداشته‌اند. بازیگر باید در فیلم خوب بازی کند تا اقبال پیدا کند. به طور مثال حمید فرخ‌نژاد هر وقت با کارگردان‌های خوبی کار کرده است، بازی‌های خوبی را هم از خود نشان داده است. بازی او در به رنگ ارغوان و ارتفاع پست حاتمی‌کیا و همچنین عروس آتش خسرو سینایی بسیار خوب و حرفه‌یی است. اما همین بازیگر هم نقش‌ها و انتخاب‌های غلطی در کارنامه‌اش دیده می‌شود. در سینمای پیش و پس از انقلاب بازیگرانی موفق بوده‌اند که جنم این کار را داشته و فن بازیگری را بلد بوده‌اند. بازیگران موفق و بزرگ ما مثل پرویز پرستویی، رضا کیانیان و شادروان خسرو شکیبایی با بازی‌های خوب و حضور مستمر و انتخاب‌های مناسب‌شان به این جایگاه رسیده‌اند. از طرف دیگر وجود تلویزیون در سال‌های اخیر ضربه بسیار زیادی به بازیگری در ایران زده است. تلویزیون این خاصیت را دارد که حضور بازیگر را سهل‌الوصول و ارزان می‌کند. بازیگر نباید خودش را به سادگی خرج کند. او باید بداند که کی و کجا حضورش را در اختیار مخاطبش قرار دهد. تماشاگری که باید برای دیدن بازیگر محبوبش، هزینه و وقت صرف کند تا او را بر پرده سینما ببیند به راحتی لم می‌دهد و او را در صفحه کوچک تلویزیون می‌بیند. در عین حال هجوم کسانی که در این سال‌ها در تلویزیون حضور پیدا کردند و نام بازیگر را هم بر خود می‌گذارند، تماشاگر را سردرگم می‌کند. مخاطب با دیدن کسانی که تنها ادا درمی‌آورند و کمترین اهمیتی به مفهوم بازیگری نمی‌دهند، فکر می‌کند که این حرفه به همین سادگی و ارزانی است. من متوجه نمی‌شوم که چرا بسیاری از این افراد یک جمله را بار‌ها تکرار می‌کنند: «ما خودمان را بازی می‌کنیم». بازیگر باید بازی کند و فن این کار را بلد باشد.

 

مشکل دیگر وجود کلاس‌های بازیگری است. مگر ظرفیت سینمای ایران چقدر است؟

علاقه‌مندان بازیگری در این کلاس‌ها ثبت نام و کلی هزینه و وقت صرف می‌کنند و به همین خاطر انتظار دارند که به سرعت وارد سینمای ایران شوند. متاسفانه این کار تبدیل به یک جور بیزینس شده است. به جرات می‌توانم بگویم که سالی 50، 60 هزار نفر از این کلاس‌ها فارغ‌التحصیل می‌شوند. به فرض که تمام این افراد هم لایق باشند، آیا سینمای ایران با این ظرفیت محدودش می‌تواند پذیرای همه این افراد باشد؟ من برای امین تارخ بسیار احترام قایلم و بازی‌های بسیار خوبی را از او دیده‌ام. اما یک سوال از ایشان دارم: مگر تجربه هر فیلم با فیلم دیگر تفاوت ندارد؟ ما بازیگران باید در هر وضعیتی در خدمت کارگردان و فیلم باشیم. چقدراین تجربه‌های منحصر به فرد به درد شخصی دیگر می‌خورد؟ من با آموزش و تربیت بازیگر مخالفتی ندارم، اما در هر سال چند نفر می‌توانند به سینمای ایران اضافه شوند؟ با توجه به این وضعیت و وجود این همه هیاهو، طبیعی است که بازیگران سینمای ایران هم سردرگم ‌شوند.

 

مفهوم ستاره در سینمای پیش و پس از انقلاب فرق دارد؟ با توجه به اینکه ستاره باید یکسری مولفه‌های خاص را در بازی‌هایش حفظ و به اقتصاد سینما کمک کند. سینمای ما در دهه 60 از ستاره‌سازی پرهیز می‌کرد و در اواخر این دهه و اوایل دهه 70، ستاره‌هایی جدید متولد شدند. در ضمن ذکر این نکته هم الزامی است که صنعت سینما در ایران هنوز شکل نگرفته است و تعریف ستاره در سینمای ایران با سینمای جهان تفاوت دارد.

در دهه 60 با سیل بازیگران جدیدی روبه‌رو شدیم که بسیاری از آنها موفق نبودند. بعدا بعضی از آنها وارد حوزه‌های دیگر سینما شدند و در کار خود پیشرفت هم کردند. مثلا مجید مجیدی، کارگردان بسیار موفقی است که من فیلم‌هایش را دوست دارم. اما او در زمینه بازیگری اصلا موفق نبود. با تعبیر شما راجع به سینمای صنعتی موافقم. صنعت ملی سینمای ایران شکل نگرفته است. سینمای ما کاملا دولتی است و بخش خصوصی هم در آنجایی ندارد. بسیاری از فیلم‌های دولتی بودجه‌های کلانی دارند. فیلم‌هایی که نگران برگشت سرمایه‌شان هم نیستند. به همین خاطر فیلم‌هایی ساخته می‌شوند که هیچ مخاطبی را جذب نمی‌کنند. گاهی کسانی از بخش خصوصی هم در سینمای ایران وارد می‌شوند که تهیه‌کنندگی را به معنای سرمایه‌گذاری صرف می‌دانند و از اصول این حرفه بی‌خبرند. در واقع آنها تهیه‌کنند‌گی را مترادف با سرمایه‌گذاری می‌دانند. در حالی که در سینمای امریکا به تهیه‌کننده اسکار می‌دهند. تهیه‌کننده باید سینما را بشناسد و بداند که کدام فیلمنامه به درد چه کارگردان، بازیگر و فیلمبرداری می‌خورد. در سینمای دنیا، تبلیغات، کمپانی‌ها و مطبوعات یک فیلم را پرزنت می‌کنند و باعث می‌شوند که بازیگر هم تبدیل به یک ستاره شود. سینمای ایران از گذشته تا به حال بسیار تحت تاثیر سینمای هند بوده است. به همین خاطر بازیگران سینمای ما، ستاره بودن را در فرم لباس پوشیدن و چهره و تکرار یکسری ادا می‌دانند. حال آنکه سینمای کنونی هند هم این ویژگی‌ها را از دست داده است. پس باز به این می‌رسیم که بازیگر در وهله اول باید بازیگری بداند و با فن این کار آشنا باشد.

پرویز پرستویی اگر ده‌ها فیلم بد هم بازی کند، جایگاهش را به عنوان یک بازیگر بزرگ حفظ خواهد کرد چرا که نقش‌های ماندگار بسیاری در کارنامه او ثبت شده است. او تکنیک بازیگری را بلد و به همین خاطر هم موفق است یا شادروان خسرو شکیبایی که افتخار همکاری با او را در فیلم خط قرمز داشتم، بیان صحیح و زبان بدن و تکنیک‌های بازیگری را به صورتی صحیح بلد بود و به کار می‌بست.

یک مثال دیگر راجع به نقش مخرب تلویزیون و سهل‌الوصول کردن حضور بازیگر بزنم. فریبرز عرب‌نیا بازیگر بسیار خوب و قابلی است. او در مختارنامه به خوبی از پس یک نقش چند لایه و پیچیده برآمد. سریالی که به جرات می‌توان گفت در موقع پخشش بار ترافیکی تهران را سبک می‌کرد. مردم بسیار از مختارنامه و نقش مختار استقبال کردند. در‌‌‌ همان موقع هم فیلمی از عرب‌نیا بر پرده سینما‌ها اکران شد که اصلا از آن استقبال نشد. اگر مختار نامه در سینما ساخته می‌شد، مسلما برای کارنامه بازیگری عرب نیا بهتر می‌شد. پس بازیگر باید اهمیت حضور خود را دریابد و به بسیاری از موارد دقت کند. متاسفانه به خاطر عدم وجود ضابطه مشخص در زمینه بازیگری در تلویزیون، علاقه‌مندان بازیگری فکر می‌کنند که بازیگری کار بسیار ساده‌یی است. اگر تعریف از خود نباشد، باید بگویم که من جزو نخستین کسانی بودم که نقش ضد قهرمان را در سینمای ایران بازی کردم. کارنامه من در سینمای پیش از انقلاب این را نشان می‌دهد اما من نقش چند قهرمان را هم در فیلم‌هایی مثل سفر سنگ و عقاب‌ها بازی کردم. بازیگر باید همه جور نقشی را بازی کند. متاسفانه مفهوم ضد قهرمان درسینمای ایران از بین رفته است. چون ضد قهرمان‌ها در فیلم‌هایی شکل می‌گیرند که علیه سیستم اجتماعی و سیاسی ساخته می‌شوند. بعد از 20 سال دوری از سینمای ایران هم این شانس را داشتم که با احمد رضا درویش در فیلم بزرگ دوئل کار کردم و تاسف بزرگم هم بابت نیمه‌تمام ماندن پروژه زنگی و رومی تقوایی است که نقشم را هم در این کار بسیار دوست داشتم.

 

بازیگر باید بتواند با بازی در نقش‌های مختلف، حضور خود را نشان دهد. در عین حال می‌تواند با بازی در یکسری نقش‌های خاص پرسونای بازیگری خود را شکل دهد. بازیگر بزرگ نباید از تجربه کردن بترسد و تماشاگر را با تکرار‌ها و بازی‌های کلیشه‌یی‌اش خسته کند.

بازیگران چقدر در ستاره شدن‌شان نقش دارند و چقدر می‌توانند در خراب کردن این موقعیت دست داشته باشند؟ چون ما ستاره‌های بسیاری در سینمای ایران داشته‌ایم که با خود ویرانگری و عدم مراقبت از خود و جایگاه حرفه‌یی‌شان موقعیت‌شان رااز دست داده‌اند.

من همچنان با استفاده شما از کلمه ستاره مشکل دارم. به نظرم بازیگر اگر بازیگر باشد، هیچ‌گاه از بین نمی‌رود و در یاد‌ها خواهد ماند. کسانی که این اتفاق برایشان می‌افتد، بازیگر نیستند.

کسانی که در تلویزیون با ادا در آوردن و تقلید ناشیانه از لهجه‌ها و اگزجره کردن ویژگی‌های فیزیکی مثل چاقی و لاغری بازیگری را ارزان می‌کنند، ضربه خیلی مهلکی به حرفه ما می‌زنند. طبعا مردم این افراد را می‌بینند و فکر می‌کنند با عمل بینی و زیبایی چهره و یکسری ادا درآوردن می‌توانند بازیگر بشوند. چراهیچ نظارتی در تلویزیون وجود ندارد و به وضعیت این افراد توجهی نمی‌شود؟

به خاطر همین وضعیت است که باید بگویم: بسیاری از بازیگران دروغین و من در آوردی بازی می‌کنند. در حالی که در همه حال کارگردان باید بازیگر را رهبری کند و وظیفه بازیگر اجرای خواسته‌های کارگردان است. خیلی‌ها را در تلویزیون می‌بینم که با آرتیست بازی می‌خواهند خودشان را مطرح کنند. فرضا در سریال‌های پلیسی طرف اسلحه به دست می‌گیرد و با چند کیو کیو و یکسری ادا نام خود را بازیگر هم می‌گذارد. بنده در این سال‌ها با سه کارگردان فیلم اول کار کرده‌ام چون اعتقاد دارم که نقش خوب از هر چیزی مهم‌تر است. من به عنوان بازیگر وظیفه دارم که در خدمت کارگردان باشم و از تجربه‌های جدید نترسم. اخیرا در فیلمی از آقای زرگرنژاد با فیلمنامه‌یی از بهروز افخمی بازی کرده‌ام که بسیار از این تجربه راضی هستم. وقتی در فیلم «چ» حاتمی‌کیا انتخاب شدم، از این نقش بسیار لذت بردم‌چون فهمیدم حاتمی‌کیا این نقش را با توجه به ویژگی‌های بازیگری‌ام به من سپرده است. وقتی نقش درست انتخاب شده باشد، 50 درصد راه پیموده شده است و من بازیگر هم از پس نقش بر می‌آیم. در اینجا می‌خواهم با یک مثال حرفم را روشن کنم. شهاب حسینی بازیگر بسیار قابلی است. در کارنامه او چند نقش و بازی بسیار درخشان و چند انتخاب بد وجود دارد. حسینی از بهترین بازیگران ما است که باید قدر خود را بداند و در انتخاب نقش‌هایش دقت کند. در جشنواره امسال هم که نخستین فیلم شهاب در مقام کارگردان را خواهیم دید که من به شخصه به‌شدت منتظر دیدن این فیلم هستم. حسینی حالا به این نتیجه رسیده است که در مقام رهبری قرار بگیرد. کارگردان باید به تمام وجوه یک فیلم مسلط باشد. از فیلمبرداری و توجه به کمپوزیسیون گرفته تا هدایت بازیگران و دیگر عوامل. امیدوارم که او در این راه موفق باشد و توجه بیشتری به جایگاهش داشته باشد.

 

با توجه به این صحبت‌ها، راهکار شما برای بهبود وضعیت بازیگری و سینمای ایران چیست؟

قبل از جواب دادن به سوال‌تان باید به چند معضل دیگر هم اشاره کنم. منتقد‌ها هم در ایجاد معضلات بازیگری دست داشته‌اند. بسیاری از آنها با ردیف کردن چند کلمه و فکت آوردن از فیلم‌های خارجی و آوردن یکسری جمله‌های قالبی، درباره یک فیلم حرف می‌زنند. ما هنوز نقد بازیگری در ایران نداریم. منتقد باید با شناخت جامعه و شرایط سینما و دورانی که در آن به سر می‌بریم، به سینما کمک کند. کارگردان‌ها هم سهم بسیار عمده‌یی در این مشکلات دارند. ما در سینمای پیش از انقلاب به اندازه انگشتان یک دست و در سینمای پس از انقلاب به زحمت به اندازه انگشتان دو دست کارگردان خوب داریم. عجیب آنکه یکسری از این کارگردان‌ها هم با ساختن یکی دو فیلم خودشان را درمقام یک تئوریسین می‌بینند و از کار اصلی خود غافل می‌شوند. همه این عامل‌ها باعث می‌شود که سینمای ایران و مفهوم بازیگری دچار خدشه شود. درباره بازیگری هم علاوه بر مسائلی که عرض کردم، یکسری مشکلات حاشیه‌یی دیگر هم وجود دارد. حامد بهداد مثال خیلی خوبی برای این مساله است. استعداد بسیار خوبی که در این سال‌ها به خاطر تشویق‌های دروغین به هرز رفت. مردم ما به علت احساسی بودن‌شان که من بسیار این ویژگی‌شان را تحسین می‌کنم، گاهی از احساسات‌گرایی‌های بی‌پشتوانه استقبال می‌کنند. بهداد هم در دام این مسائل قرار گرفت و متاسفانه قدر خود را ندانست. از مجموعه این نکات می‌شود به جواب شما رسید. در این سال‌ها شأن بازیگری زیر سوال رفته و به سینما بی‌احترامی شده است. ما از خیلی چیز‌ها مواظبت نکردیم. بازیگری باید بر اساس لیاقت تعریف شود نه کاسبکاری. این حرفه ارزان شده است و متاسفانه در تلویزیون و سینمای ایران هیچ ضابطه و شورای نظارتی هم وجود ندارد که‌شأن و احترام آن را نگه دارد. به نظرم باید شوراهای تخصصی وجود داشته باشد که از حضور بی‌ضابطه بسیاری از افراد به سینما و تلویزیون ایران جلوگیری کند و با نظارت صحیح به رشد بازیگری کمک کند. بازیگران هم باید شأن این جایگاه را نگه دارند و با حضور مستمر و دوری از حاشیه‌های مرسوم سینما، بار دیگر ارزش این حرفه را به همه یادآوری کنند.



سعید در رسانه ها


اختصاصي/ انتقاد سعيد راد از «پژمان» و پروين در گفت‌وگو با 90
شماره خبر : 84635
سعيد راد هنرپيشه اصيل پرسپوليسي که با نگاه خاصي مسائل تيم محبوبش را دنبال مي‌کند در مورد مسائل اخير اين تيم و برخي اخبار حوزه سينما و تلويزيوني با روزنامه 90 گفت‌وگويي انجام داد که نشان مي‌دهد اين مرد باتجربه روي چه موضوعاتي زوم کرده است.

شهرام اصغري
سعيد راد هنرپيشه اصيل پرسپوليسي که با نگاه خاصي مسائل تيم محبوبش را دنبال مي‌کند در مورد مسائل اخير اين تيم و برخي اخبار حوزه سينما و تلويزيوني با روزنامه 90 گفت‌وگويي انجام داد که نشان مي‌دهد اين مرد باتجربه روي چه موضوعاتي زوم کرده است. او از برخي مسائل که براي خيلي‌ها عادي و طبيعي است گفت و دوستانه انتقاد کرد که اميدواريم به حرف‌هاي او لااقل فکر کنيم و در برنامه‌ريزي‌هايمان مورد توجه قرار دهيم. به اتفاق مصاحبه خواندني با سعيد راد را از نظر مي‌گذرانيم:
90: در بازي پيشکسوتان پرسپوليس با ميلان اثري از شما نبود؟!
خيلي دوست داشتم باز هم به ورزشگاه بيايم و ستاره‌هاي محبوبم را ببينم تا خاطرات خوش و شيرين دوران جواني‌ام زنده شود. باور کنيد حتي فيلمبرداري هم داشتيم و کارم را رها کردم تا به ورزشگاه بروم اما نشد که نشد!
90: چرا؟
در اين خصوص از پروين هم انتقاد دارم. چرا بايد بازيکني با اين شکل و فرم به زمين بيايد تا باعث خنده عده‌اي شود؟! درست است که بازي دوستانه بود، قبول دارم بازيکنان آث ميلان ستاره هستند اما مگر بازيکنان محبوب ما ستاره نبودند و نيستند؟! من دوست ندارم قهرمانان کودکي و جواني من با آن شکم و فرم بدني به آزادي بيايند و زمين بخورند تا عده‌اي بخندند. من از اين جور خنداندن مردم زجر مي‌کشم و ترجيح مي‌دهم در گوشه‌اي کز کنم و به ورزشگاه نروم.
*به هر حال اين بازي يک بازي خيريه بود و پيشکسوتان پرسپوليس هم قصد داشتند به بچه‌هاي بي‌سرپرست و... کمکي شود؟
بله، من هم اين موارد را مي‌دانم. تيم ميلان را اگر به زامبيا هم دعوت کنند، مي‌روند! آنها به فکر جيب خودشان هستند اما ما بايد قدر ستاره‌هايمان را بدانيم. من دوست ندارم پنجعلي، درخشان و پيوس را با اين حالت ببينم. اين بازيکنان در ذهن من قهرماناني چالاک و قوي هستند و هيچ‌کس نبايد به آنها بخندد و شوي تلويزيوني آنها را ببيند. ما اگر به روي خودمان نمي‌آوريم نه اينکه اين مسائل را نمي‌بينيم. پروين مي‌توانست 4، 5 ماه صبر کند اين تيم را به خوبي تمرين دهد و بازيکنان را بر سر وزن برساند تا با اعتبار ورزش و قهرمانان محبوب ما بازي نشود. من متأسفم که ستاره‌اي چون پيوس جلوي دوربين شکم خود را نشان مي‌دهد و مي‌خندد و مي‌گويد، ديگر چه کار کنم، چاق شده‌ام! مگر بازيکنان و ستاره‌هاي ساير تيم ها در آن سوي آب‌ها مربي نمي‌شوند؟! چرا آنها از نظر شکل و فرم بدني به اين روز نمي‌افتند. ببينيد شايد هم من مقصر هستم اما اصلا دوست ندارم روزنامه يا شبکه تلويزيوني تصويري از قهرمانان محبوبم را نشان دهد که روي تخت افتاده و دو، سه تا شيلنگ به دهان و دماغش وصل کرده‌اند! ما بايد تصاوير زيبا را به مردم نشان بدهيم. من حتي دلم نيامد ايرج قادري را روي تخت بيمارستان ببينم! ايرج ستاره 20، 30 سال جواني من بود. همين طور مرحوم ناصرخان حجازي را هرگز دوست نداشتم در آن حالت بيماري ببينم که روي تخت بيمارستان بي‌حال افتاده بود. اينها يادگارهاي دوران جواني ما هستند و به اين راحتي نبايد چهره واقعي آنها را از ذهن مردم پاک کنيم.
من وقتي دکتر زادمهر، حسين کلاني يا همايون بهزادي را مي‌بينم واقعا از شخصيت‌شان لذت مي‌برم. اين افرادي که نام بردم جايگاه و شخصيت خودشان را به راحتي حفظ کرده‌اند و اکنون همايون‌خان ناخوش است. متأسفانه خبرنگاران و تصويربرداران زماني دنبال سوژه مي‌روند که ديگر دير شده و سوژه آنها روي تخت بيمارستان است. من اصلا موافق انتشار چنين تصاويري در رسانه‌ها نيستم. ما نبايد يک عده ستاره را در زمين بدوانيم که عده‌اي بخندند و اعتبار ذهني مردم از بين برود. من به هر کدام از اين ستاره‌ها و قهرمانان عرق ملي دارم. هر کدام از آنها با درخشش و عملکرد خودشان مرا به آسمان‌ها برده‌اند و متأسفانه برخي به خاطر موقعيت و اسم خودشان هر شکلي که دلشان خواست مديريت مي‌کنند که اين گونه مديريت کردن غلط است. ما نبايد غريبه‌پرست باشيم و به خاطر ستارگان ميلان ستاره‌هاي خودمان را ضايع کنيم. حتي استقبال از ميلاني‌ها در فرودگاه هم به مذاق من خوش نيامد. مگر چه خبر است؟!
90: قبول داريد چهره‌هايي چون مالديني به هر کشوري بروند از آنها به خوبي استقبال مي‌شود؟
بله، قبول دارم اما منظور من اين است که اگر مثلا مالديني به آرژانتين برود هواداران براي ديدن او بيشتر از ديدن مسي قهرمان ملي خودشان سر و دست نمي‌شکنند. ما بايد جايگاه و شأن قهرمانان خودمان را هم حفظ کنيم.
90: راستي، نگفتيد باشگاه پرسپوليس رسما از شما براي حضور در ورزشگاه در ديدار 7 آذر دعوت کرد يا خير؟
ببينيد من اصلا به اين مسائل فکر نمي‌کنم و خودتان هم مي‌دانيد اهل قهر کردن نيستم. من پرسپوليس را دوست دارم. برخي مسائل حاشيه‌اي براي من مهم نيست.
90: کار جديد چه داريد؟
سه فيلم داريم که در جشنواره فجر آنها را خواهيد ديد. قرار است ماه آينده هم کار جديدي را شروع کنيم.
90: کارشناسان مي‌گويند فضاي هنر و سينما هم از خردادماه تکان خورده است؟
ببينيد 80درصد ذهن من ورزشي و سينمايي است و من کارم را انجام مي‌دهم و به ساير مسائل کاري ندارم. فقط اين را بگويم سينما فيلمسازان متخصص و حرفه‌اي مي‌خواهد تا زنده و سرپا باشد و با حدود 400 کانال ماهواره‌اي رقابت کند.
90: ممکن است در مورد مجموعه پژمان از شما بپرسيم؟
به نظر من مجموعه پژمان شوي تلويزيوني خوبي بود که من و تو را به خوبي مي‌خنداند. اين مجموعه ديالوگ‌هاي خنده‌داري داشت اما کار نويسنده‌اش پخته و خوب بود. خودم هم به قاسم‌خاني گفتم که شوي خوبي ساخته‌ايد. در کل سريالي بود که به صورت طنز به فوتبال نگاه کرد و زندگي بازيکني را به تصوير کشيد که «اوت» شده بودو واقعا هم اين طور است چون 80 درصد فوتباليست‌هاي ما پس از پايان فوتبالشان پيتزافروشي يا بنگاه مي‌زنند و...
90: درخصوص حضور برخي چهره‌هاي ورزشي در سينما چه نظري داريد؟
به نظر من هيچ قهرمان ورزشي در دنيا نتوانسته است در سينما موفق شود حتي بسکتباليست لس‌آنجلس «شکيل اونيل» در بازيگري موفق نشد. بازيگري هم هنر و مهارت مي‌خواهد و اين خبرا نيست که در باز شود و افراد بيکار به بازيگري بيايند. واقعا شوخي بزرگ سينما اين است که 14 هزار نفر در کلاس‌هاي بازيگري سينماهاي ايران ثبت نام کرده‌اند. اينکه پاي يک ستاره يا قهرمان را به تلويزيون باز کني و پس کله‌اش بزني هنر نيست. من هم اگر پس کله قهرمان محبوبم بزنند، شايد براي مقطعي بخندم اما براي موفقيت هنر و سينما بايد کارهاي اساسي‌تري انجام دهيم.
90: يعني شما معتقديد اگر پژمان جمشيدي هم در مجموعه پژمان نقش بازي نمي‌کرد اين سريال با اقبال عمومي مواجه مي‌شد؟
بله، همانطور که گفتم کار نويسنده اين سريال خوب بود البته جمشيدي هم دوست خوب من و فرد مستعدي است اما اگر اينطور باشد بايد بگوييم اگر پروين در مجموعه پژمان نقش بازي مي‌کرد، ايران تعطيل مي‌شد!
يادآوري مي‌کنم متن سريال در فضاي خوبي نوشته شده بود و قوي بود.
90: حرف پاياني؟
وقتي قهرمان ملي ما مي‌گويد من بايد بروم نانوايي بزنم يعني فاجعه! ما بايد اين معضلات را از ورزش دور کنيم و با مديريت و درايت باعث سرافرازي ايران و ايراني در سرتاسر جهان باشيم.

 

ارسال در: دوشنبه 11 آذر ساعت 21:35 (1392/9/11)

سعید در رسانه ها





شماره خبر : 183251 تاریخ خبر : ۱۳۹۲/۹/۷ ساعت خبر : ۱۸ : ۳۲
سعید راد: حس می‌کنم عمری که برای بازیگری گذرانده‌ام بی‌جهت نبوده است

درباره اتفاقات جشنواره نمی‌توان پیش بینی کرد. یادم می‌آید آن سال وقتی روی صحنه رفتم تا جایزه‌ام را بگیرم انرژی تشویق‌ها آنقدر بالا بود که من گفتم به خاطر این تشویق‌ها دوست دارم بازم جایزه بگیرم، من تفاوت تشویق باشکوه و تشویق‌های سردستی را خوب می‌فهمم. در آن لحظه احساس کردم عمری که برای بازیگری گذرانده‌ام بی‌جهت نبوده است.


شبکه ایران: تفاوت تشویق باشکوه و تشویق‌های سردستی را خوب می‌فهمم. در آن لحظه احساس کردم عمری که برای بازیگری گذرانده‌ام بی‌جهت نبوده است.

سعید راد به برنا گفت: به تازگی فیلمبرداری «اسب‌ها همچنان می‌تازند» به کارگردانی حسن نجفی و تهیه کنندگی محمدرضا محمدی را به پایان رساندم.
وی در ادامه درباره دیگر بازیگران این فیلم سینمایی، افزود: به جز خودم، پوریا پورسرخ، بهاره افشاری، الهام چرخنده، شیوا مکینیان، ضرغام استادی اصل، مهتاب شکریان، صبا سهیلی، سمیه رمضانی، امیررضا گیتی‌بان، منیژه مهتاج الفضل، یزدان آخوندی و آرشان استادی اصل به ایفای نقش پرداخته‌اند.
راد در ادامه افزود: فیلم سینمایی «پایان خدمت» به کارگردانی حمید زرگرنژاد و نوشته بهروز افخمی را آغاز کرده‌ام.
بازیگر فیلم «دوئل» درباره موضوع این فیلم توضیح داد: این فیلم مضمونی اجتماعی دارد و روایت گر سربازی است که در روزهای پایانی خدمت سربازی خود درگیر اتفاقاتی می‌شود.
راد با بیان اینکه به تازگی مقابل دوربین رفته است، افزود: طبق برنامه ریزی انجام شده فیلمبرداری این فیلم طی 45 جلسه قرار است انجام شود. حدود25 روز دیگر گروه برای ادامه فیلمبرداری به شهر شیراز اعزام خواهم شد.
وی در ادامه گفت: فیلمبرداری این فیلم قرار است در تهران، شیراز و اصفهان انجام شود.
راد درباره دیگربازیگران این فیلم نیز گفت: در فیلم سینمایی «پایان خدمت» به جز خودم امیر جدیدی، هدی زین العابدینی، رامین راستاد، رامسین کبریتی، محمد فیلی حضور دارند.
بازیگر فیلم سینمایی «چ» در پاسخ به این پرسش مبنی بر اینکه اگربخواهید یک شخصیت واقعی را به تصویر بکشید چقدر کارتان را سخت می‌کند؟ پاسخ داد: من قبلاً شخصیت رضاخان را مجموعه «در چشم باد» مسعود جوزانی را بازی کرده بودم و تجربه لازم در این زمینه را داشتم اما برای این فیلم ابراهیم حاتمی‌کیا با هوشمندی من را انتخاب کرد.
راد با بیان اینکه متأسفانه مستندات زیادی از شهید فلاحی در دسترس نیست توضیح داد: ما بیشتر براساس عکس‌ها و مصاحبه همرزمان ایشان سعی در نزدیک شدن به این شخصیت را داریم اما معتقدم انتخاب درست و تعامل من با کارگردان نیمی از راه را حل کرد.
وی در پاسخ به این سوال که شما یکبار در جشنواره فیلم فجر موفق به دریافت جایزه شدید. فکر می‌کنید امسال هم موفق به دریافت سیمرغ می‌شویذ؟ پاسخ داد: نمی‌دانم درباره اتفاقات جشنواره نمی‌توان پیش بینی کرد. یادم می‌آید آن سال وقتی روی صحنه رفتم تا جایزه‌ام را بگیرم انرژی تشویق‌ها آنقدر بالا بود که من گفتم به خاطر این تشویق‌ها دوست دارم بازم جایزه بگیرم، من تفاوت تشویق باشکوه و تشویق‌های سردستی را خوب می‌فهمم. در آن لحظه احساس کردم عمری که برای بازیگری گذرانده‌ام بی‌جهت نبوده است.

سعيد در زسانه ها

کد خبر : 57132 زمان انتشار : 13 آبان 1392 14:40:00

اولین عکس‌ها از «پایان خدمت» با بازی سعید راد

فیلمبرداری «پایان خدمت» با فیلمنامه‌ای از بهروز افخمی و به کارگردانی حمید زرگرنژاد به نیمه رسید.

اولین عکس‌ها از «پایان خدمت» با بازی سعید راد

به گزارش سينما خبر؛ فیلمبرداری این فیلم این روزها در خیابان‌های تهران ادامه دارد و گروه برای ادامه کار به اصفهان می‌روند.

سعید راد بازیگر اصلی این فیلم که در نقش یک سروان نیروی انتظامی ایفای نقش می‌کند، چند روزی است که مقابل دوربین نیست و استراحت می‌کند.

در « پایان‌خدمت» به تهیه‌کنندگی علیرضا جلالی و حمید آخوندی بازیگران چون جمشید مشایخی ، امیر جدیدی ، هدی زین العابدین ، علی اوسیوند ،سعید داخ ، محمد فیلی ، رامین راستا ، حسین سلیمانی ، فرهاد بشارتی ، رامسین کبریتی و پیام احمدی نیا به ایفای نقش می‌پردازند.

«پایان خدمت» ماجرای سربازی است در روزهای پایانی خدمتش و مشکلاتی که در جاده پیش رو دارد. او بر خلاف دستور مافوقش عمل می‌کند. مافوقی که با او رابطه‌ای صمیمی و پدرانه دارد ...

سایر عوامل این فیلم عبارتند از: مدیر تولید :علیرضا بختیان، مدیر تصویربرداری : علی‌محمد قاسمی، صدابردار: امین میرشکاری، طراح گریم : مهری شیرازی، طراح صحنه: محمد محمدی، برنامه ریز و دستیاراول کارگردان : خسرو نصیری خواه، جانشین تولید : ابراهیم نصیری مقدم، مدیر تدارکات: سعید مهتاب، منشی صحنه : فرحناز خسروآبادی، جلوه های ویژه میدانی : حسن راستگو، تدوین : رضا سورانی، عکاس : مژده مرادی.

 

پایان خدمت

 

سعید و صادق 3

 

 

سعید و صادق 3

 

سعید در مصاحبه با روزنامه ایران

 

سخت‌ترین نقش را در چه فیلمی ایفا کردید، چرا؟


پلانی در فیلم «صادق کرده» ساخته ناصر تقوایی، در آن پلان به «صادق کرده» خبر می‌دهند همسرش به طرز دلخراشی به قتل رسیده است.

پلان دردناکی بود، آنقدر تحت تاثیر شرایط واقعه، قرار گرفته بودم که نمی‌دانستم چگونه غم بزرگ آن مرد را به تصویر بکشم. ظرفیت‌های بازی در یک پلان مشکل بود.

آقای تقوایی که بازیگر و خلاقیت را به سینما معرفی می‌کرد، سمتم آمد و گفت: «سعید! این ستون را پشت سرت می‌بینی؟ فقط آرام سرت را روی ستون بگذار» من همان کاری را انجام دادم که «تقوایی» گفت، همان حرکت تأیید شد و نقش درآمد. آن پلان یکی از زیباترین پلان‌هایی است که در زندگی بازی کردم.

 

 

سعید دیروز امروز و فردا

 

 

سعید دیروز امروز و فردا

 

درود بر تو

 

سعيد در زسانه ها


سعید راد، هنوز ستاره است/ برای بازی در نقش «رضا شاه» ۱۱ جلد کتاب خواندم

تاریخ انتشار: ۲۶ مهر ۱۳۹۲ ساعت ۲۲:۵۶ | شماره خبر: ۱۲۳۷۲۴۲۱۷۳۲۴۴۶۰۵۱۹۹

سعید راد معتقد است: چشمان کارگردانان برای دریافت مجوز ساخت فیلم‌های حادثه‌ای در انتظار‌های بی‌پایان باقی می‌ماند و متولیان سینما علاقه‌ای به صدور مجوز ساخت این گونه فیلم‌ها ندارند.


نشسته بر مبل قدیمی، کنار پنجره بزرگ رو به حیاط پر درخت. به انتظارش نشسته بودم، نگاهم به دیوار آجری خانه بود، دیواری که خشت به خشتش به تعداد هر تیک تاک ساعت کهنه نصب شده بر دیوار، قصه‌ها از روزگار گذشته داشته و دارد.
سکوت، ضبط می‌کنیم

صدای بلند مرد جوان مرا از جاده‌های گذشته به امروز و آن لحظه کشاند. آرام از پله‌ها پایین آمد، فضا ساکت بود، دوربین گام‌هایش را ضبط می‌کرد، نگاهم به بازی مردی بود که به قصد گفت‌و‌گو با وی به آن خانه قدیمی آمده بودم، به آخرین پله که رسید دوربین همچنان تصویر برمی داشت...

نگاهی به میزچیده شده، نگاه به قاب عکس، لیوانی که از روی میز برداشت و در آخر چشمانش را مستقیم به دوربین دوخت...: «کات،عالی بود» فضا از سکوت که خارج شد،«سعید راد» بر مبل روبه رویم نشست ،او قبل از انقلاب در بیش از ۳۰ فیلم سینمایی حضور داشت و اما گفت‌و‌گوی ما از بازیگری «سعید راد» پس از انقلاب آغاز شد؛ دورانی که تماشاگران سینما او را به عنوان سوپر استار سینمای اکشن در ذهن خود مرور می‌کردند.

* آقای راد «مرز»، «فرمان»، «خط قرمز»، «برزخی ها»، «عبور از میدان مین»، «دادشاه»، «عقاب‌ها»... فیلم‌هایی است که از سال ۱۳۶۰تا ۶۲ ساخته و بر پرده سینماها اکران شد، بعد از این هشت فیلم دیگر سردرسینماها از پرتره شما خالی ماند...
با این‌که سال‌ها از آن زمان گذشته است ولی هنوز دوست دارم از آن روزهای تلخ بگویم، برای این‌که درک کنید آن زمان چه رخ داد تا آواره غربت شدم با این مثال می‌گویم، هند با سینمای خود کار سیاسی واجتماعی انجام می‌دهد سینمای هند به مردمش رؤیا می‌فروشد تا وقت خالی آن‌ها را پر کند؛ در آن سینما وقتی یک فیلم، یک‌ ماه در اکران است، به تولید‌کننده جایزه برنز می‌دادند، اگر دوماه مورد استقبال تماشاگران قرار می‌گرفت، به آن جایزه نقره می‌دادند.

 

http://cms.jamejamonline.ir/Media/Image/1391/11/29/634966852366732186.jpg

 

 

 اما اگر اکران از سه ماه می‌گذشت، جایزه طلا می‌گرفت، یعنی اول شده بود. متأسفانه این شرایط در آن مقطع زمانی که ذکر کردید در ایران و وضعیت سینمای ایران متفاوت بود. اگر فیلمی یک هفته روی پرده بود همه چی خوب می‌نمود. همه راضی بودند. اگر دو هفته در اکران بود سؤال ایجاد می‌شد! اگر سه هفته اکران موفق داشت که صداها بلند می‌شد «این پرروها! کی هستند؟...» ماجرای ما هم همین بود.فیلم‌هایی که نام بردید از جمله فیلم‌هایی بود که تا برپرده سینما اکران بودند می‌فروختند و خوب نیز می‌فروختند.
برای این‌که بی‌سند حرف نزده باشم، فیلم عقاب‌ها را مثال می‌آورم، این فیلم تا زمانی که اکران داشت، هر روز بر آمار رقم روزانه فروشش اضافه می‌شد؛ به صورتی که اگر با رقم سه هزار تومان و ۶ هزارتومان قیمت بلیت امروزی به میزان فروش «عقاب»‌ها نگاه کنیم؛ چیزی بالاتراز ۵۰ میلیارد تومان برای تهیه‌کننده فروش داشت آن هم با جمعیت ۴۰-۳۰ میلیونی آن روزگار، این یعنی بلند شدن صدای برخی‌ها! این صدا چند مرتبه که پشت سرهم به اعتراض بلند شد من ممنوع التصویر شدم! و در نهایت تصمیم گرفتم بروم،یعنی هجرت ناخواسته.

آن زمان که غربت بودم سینمای هالیوود به ما نگاه نمی‌کرد، کانادا پشت تاکسی نشستم،به قول خودمان کار گل انجام دادم، چون محیط برای فعالیت هنری ما، آماده نبود. هیچ وقت چمدانم را باز نکردم،همیشه داشتم برمی گشتم.



آن زمان که غربت بودم سینمای هالیوود به ما نگاه نمی‌کرد، کانادا پشت تاکسی نشستم،به قول خودمان کار گل انجام دادم، چون محیط برای فعالیت هنری ما، آماده نبود. هیچ وقت چمدانم را باز نکردم،همیشه داشتم برمی گشتم.

تا این‌که سیزده بدر سال ۱۳۸۰ در یکی از پارک‌های تورنتو «مهدی دادگو» از تهیه‌کنندگان سینما من را دید و گفت:«سعید اینجا چیکار می‌کنی! این حرفش تکانم داد،انگار به خود آمدم، من آنجا در غربت چه می‌کردم. آنقدر غرق زندگی و خرج و مخارج زندگی و بچه‌ها شده بودم که انگار خودم را گم کرده بودم... سه روز بعد به تهران برگشتم...

سال‌هایی که از ایران دور بودم، از سینمای کشور دور نبودم، مجله فیلم را دنبال می‌کردم. به ایران برگشتم اولین مصاحبه‌ام در سه شماره مجله فیلم چاپ شد، مصاحبه‌ای که از آغاز تا پایانش ده روز طول کشید. یعنی مجموعه زندگیم بود که چاپ می‌شد؛ از زمان تولدم،ورود به سینما تا رفتن از ایران و بازگشت. آن مصاحبه هست. بارها در آن ده روز اشک همراه دقایق گفت‌و‌گو بود،بعد از چاپ گزارش در مجله فیلم، مردم که در شهر مرا می‌دیدند، می‌گفتند با خواندن روزگاری که بر تو گذشته بغض گلویمان را گرفت، باور نمی‌کردند قهرمان فیلم »عقاب»‌ها در« ونکور» نان بربری می‌پخت.
 

http://cms.jamejamonline.ir/Media/Image/1391/11/29/634966852452532186.jpg

 

«آقای مارتین اسکورسیزی آمد سراغم،گفتم اسمم باید صدر ستاره‌های فیلم باشد، باهم به توافق نرسیدیم،من هم بازی نکردم». این ازجمله ادعاهای خنده‌داری است که خیلی از ایران رفته‌ها می‌گویند. ادعاهایی بی‌اساس،این خبرها نیست، سینمای هالیوود آنقدر گسترده است که داخل شدن به فضای آن‌ها بسیار سخت است. خوشحالم بعد از ۱۸ سال وقتی به ایران وسینما بازگشتم آقای تقوایی، درویش، آقای جوزانی،حاتمی کیا و ... پیشنهاد کار به من دادند.
از کارآکتر رضا شاه در سریال « درچشم باد» و در ادامه از نقش شهید فلاحی در فیلم «چ» بگویید؟
من بازیگر فیزیک (بدن حرکتی) هستم، بعضی‌ها «بازیگر صدا» هستند، بعضی‌ها بازیگری تیپ ساز، بعضی‌ها شخصیت بازی می‌کنند، من مجموعه این بازی‌ها را انجام داده‌ام ولی در بیشترین نقش‌هایم، فضای بازی پردازی هایم فیزکال بوده است.

کارگردانان ما فوق العاده هستند.گریم می‌دانند، لباس می‌دانند، فیلمبرداری می‌دانند،همه زوایای فیلمسازی را یاد گرفته‌اند. ازاین حیث «محشر» هستند.

در هالیوود ساخت سریال‌هایی همچون مختارنامه بسیار سخت است، ولی اینجا کارگردانان ما با بودجه بسیار کم، ارزشمندترین سریال‌ها را می‌سازند.

در هالیوود ساخت سریال‌هایی همچون مختارنامه بسیار سخت است، ولی اینجا کارگردانان ما با بودجه بسیار کم، ارزشمندترین سریال‌ها را می‌سازند.



از قصه نقش رضا شاه اگر بخواهم بگویم این‌گونه شد که آقای جوزانی مرا به دفترش دعوت کرد. پیشنهاد بازی در نقش رضا شاه را داد و پس از آن ۱۱ کتاب در دستم گذاشت، گفت با خواندن این کتاب‌ها به کارآکتر مورد نظرخواهی رسید. فضای بازی در این نقش مربوط به دوره تاریخی خاص بود، از زمان میرزا کوچک خان تا زمان فتح خرمشهر را در برداشت، نقش جالبی بود، کارآکتری که پرداختن به نقش وی باید دقیق انجام می‌گرفت تا «تألیف» شود.

در مورد نقش شهید فلاحی هم وقتی به دفتر حاتمی کیا رفتم،پرسیدم چرا من؟ گفت: به دو دلیل، اول این‌که از نظر ظاهر و آناتومی شباهت زیادی به شهید فلاحی داری، دوم این‌که «تکنیکال» بازی می‌کنی و شهید فلاحی نیز یک ارتشی تکنیکال بود. وقتی فیلمنامه را خواندم قبول کردم که بازیگر آن نقش باشم.

«ابراهیم حاتمی کیا» کارگردان «مؤلف» است. دقت و وسواس او برای یک کار خوب دلیل بر سخت گیری‌اش نیست.
باید همه کارگردان‌ها این گونه باشند. باری به هر جهت نیست که جلوی دوربین او بروی و بازی کنی. «حاتمی کیا» از هیچ چیز به راحتی نمی‌گذرد و بازی خوبی از بازیگر می‌گیرد.

نقش رضا شاه و همچنین نقش شهید فلاحی در کارآکتری تعریف می‌شد که در فضای شخصیت و تاریخ دوران آن‌ها در فیلم بازی کردم. نقش محوری داستان را نداشتم ولی ابعاد کارآکتر جذابیت‌هایی داشت که نمی‌توانستم به آن «نه» بگویم. کارآکترهایی که «تیپ» نبودند.

 به دنیای یک تیپ اجتماعی مشهور نقب بزنیم؛ دنیایی که شما هم تجربه کرده‌اید. سوپراستار کیست و به چه کسی ستاره سینما می‌گویند؟

سوپراستار یعنی بازیگری که در دنیای تصویر شناخته می‌شود، تمام طول عمرش بازیگر است؛ مثل آنتونی کوئین یا مارلون براندو، سوپراستار به بازیگرانی گفته می‌شود که تمام طول زندگیشان در هر شرایط سنی می‌توانند نقش را خلق کنند. بازیگرهای ما متاسفانه فقط معروف می‌شوند اما بازیگر نمی‌شوند.

بازیگران ما خمیرمایه ستاره شدن دارند، ولی هدایت کننده‌ای ندارند تا از آن‌ها به مفهوم واقعی سوپراستار بسازد. سینمای ما سینما نیست. تا زمانی که سینمای ما یک سرپرست مشرف به مسائل سینمایی بر خود نبیند، همیشه لنگان است.

کارگردان چه نقشی در رشد خلاقیت سینما دارد؟
انتخاب و هدایت کارگردان در بازیگرشدن یک فرد بسیار اهمیت دارد. کارگردانانی هستند که به واسطه شناختی که دارند فردی را به دنیای بازیگری معرفی می‌کنند. این فرد در ادامه می‌تواند، راه درستی را برای حضور در سینما انتخاب کند

 از میان ده‌ها کارآکتری که آفریدید به یادماندنی‌ترین‌هایشان کدام است؟

نقشم در فیلم «تنگنا»، کارآکترم در فیلم «ساخت ایران» که اکران نشد، نقش مرد کرد در فیلم «سفرسنگ» و بازیگری در فیلم «خط قرمز» برایم به یاد ماندنی هستند، زیرا دراین نقش‌ها، من که بازیگر «بدن حرکتی» هستم، با حرکت و فیزیکال حرف اول را می‌زد.

 سخت‌ترین نقش را در چه فیلمی ایفا کردید، چرا؟

پلانی در فیلم «صادق کرده» ساخته ناصر تقوایی، در آن پلان به «صادق کرده» خبر می‌دهند همسرش به طرز دلخراشی به قتل رسیده است.

پلان دردناکی بود، آنقدر تحت تاثیر شرایط واقعه، قرار گرفته بودم که نمی‌دانستم چگونه غم بزرگ آن مرد را به تصویر بکشم. ظرفیت‌های بازی در یک پلان مشکل بود.

آقای تقوایی که بازیگر و خلاقیت را به سینما معرفی می‌کرد، سمتم آمد و گفت: «سعید! این ستون را پشت سرت می‌بینی؟ فقط آرام سرت را روی ستون بگذار» من همان کاری را انجام دادم که «تقوایی» گفت، همان حرکت تأیید شد و نقش درآمد. آن پلان یکی از زیباترین پلان‌هایی است که در زندگی بازی کردم.

 

آن روز فهمیدم بازی خوب،فقط در نگاه بازیگر مؤلف نیست، بازیگر باید خود را یک ویولون خوش دست، خوش کوک، نگه‌ دارد تا کارگردان بتواند با او خوب بنوازد. اگرکارگردان رهبر ارکستر خوبی نباشد، مسیر داستان پردازی فیلم بیراهه می‌رود، بازیگر باید خود را به کارگردان بسپارد.
 و از زاویه دید امروز شما به سینمای این روزها نگاه کنیم...

تعاریف و قواعد سینما به هم خورده، سینما سبک و بی‌تحرک شده است، سینما هیجان و قواعد خودش را دارد.فیلم‌ها کش دار، افسرده و غم بار شده‌اند. معتقدم هنرمند حرفه‌ای در سینما کم شده است.تازگی‌ها مد شده، همه می‌گویند دیدید چقدر خوب بازی کرد انگار خودش بود، کاملاً واقعی. این غلط است. بازیگر که نباید خودش باشد، باید بازی کند، باید تکنیک داشته باشد.

سینمای ایران مثل سابق حرفی برای گفتن ندارد. سناریو در سطح است، یک عده گویی دور هم جمع شده‌اند و برای خالی نبودن عریضه فیلمنامه‌ای هم نوشته‌اند.

سینما بسته‌ای صنعتی است اما آن صنعت در سینمای ما وجود ندارد؟ سینما را نباید شوخی گرفت. نباید سینما را آسان گرفت. سینما زیربنای فرهنگ‌سازی مردم به خصوص جوانان است، وقتی فیلم‌های ضعیف ساخته می‌شود، جوانان کم کم دیگر سینما نمی‌روند.

سینما ارزش بالایی دارد. سینما از مکان‌هایی است که مردم برای حضور در آن وقت می‌گذارند، مردم آنچنان که ما به آن تفریحی نگاه می‌کنیم به سینما تفریحی نمی‌نگرند.
مردم برای سینما وقت می‌گذارند، باید به این وقت گذاشتن احترام گذاشت، اما ما چه احترامی به آن‌ها می‌گذاریم؟

سینمای ما قهر و آشتی شده، منتقدان نیز دراین میانه راه درست نقد کردن را گم کرده‌اند. سینمایی‌ها وقتی خود برای خود ارزش قائل نیستند چه انتظاری از دیگران دارند مثال می‌زنم، همین جشنواره سینمایی فجر،‌هرسال هم برگزار می‌شود، روز افتتاحیه و اختتامیه به سینماگران نگاه کنید، چند درصد آن‌ها با لباس‌های رسمی به این جشن می‌آیند؟ بیشتر انگار آمدند سالن سینما، حال از آن سوی به سینمای جهان نگاه کنیم، درچنین روزهایی لباس‌های مخصوص دارند و مرتب و شیک به جشن خود می‌روند، آنها به خود احترام می‌گذارند و این احترام به خودشان بازمی گردد. وقتی خودمان برای خودمان ارزش قائل نباشیم هیچ بیگانه‌ای برای ما فرش قرمز نمی‌اندازد.

شما را بیش از همه بازیگر فیلم‌های حادثه‌ای و اکشن می‌دانند این از حضور پررنگ شما در فضای این ژانر سینمایی است، چرا کارگردانان ما به ساخت فیلم‌های حادثه‌ای بی‌توجه شده‌اند؟
چشمان کارگردانان برای دریافت مجوز ساخت فیلم‌های حادثه‌ای در انتظار‌های بی‌پایان باقی می‌ماند. متولیان سینما علاقه‌ای به صدور مجوز ساخت این گونه فیلم‌ها ندارند. تصاویر سینمای ما فضای «تو بگو من بگو» شده است، چند نفر کنار دیوار، دور یک میز یا در یک آپارتمان کنار هم می‌نشینند و دیالوگ‌هایی بین آن‌ها رد و بدل می‌شود.

ژانر حادثه‌ای به تصویر‌های خیابانی نیاز دارد که سینمای کنونی ایران فاقد این گونه لوکیشن سازی‌هاست. سینمای حادثه‌ای که اکنون در ایران وجود دارد می‌تواند یک نمایشنامه رادیویی هم باشد. سینمای حادثه‌ای قوی به تفکر قوی حادثه‌ای نیز نیاز دارد.

باید فردی فیلمنامه و کارگردانی، تهیه کنندگی و بازیگری این گونه فیلم‌ها را انجام دهد که سینما را بشناسد و این شناخت برپایه تعریفی درست باشد. افرادی که سینمای اکشن را می‌شناختند و در ایران خوب دراین ژانر هنرآفرینی می‌کردند در جمع خسته از ممیزی‌های سینما جای گرفته‌اند. یا فیلم نمی‌سازند و یا به دنیای تولید فیلم در ژانرهای دیگر پیوسته‌اند.

تماشاگرانی که مشتاق دیدن این گونه فیلم‌ها هستند برای دیدن فیلم‌های مورد علاقه خود به سراغ ماهواره‌ها و فیلم‌های خارجی می‌روند و این می‌شود که تلویزیون ما مخاطب ندارد و فیلم‌های ما بی‌فروش باقی می‌ماند. مدیران سینمایی جنس تمایل مخاطبان امروزی سینما را نمی‌شناسند و این درد بزرگی است.

 

روزنامه ایران

سعید در رسانه ها

 

 حضور بازیگران مشهور در افتتاحییه رستوران تهران پاریس

 

 

 

سعید راد - سعید دررسانه ها و . . .

 

 

شماره خبر : 168785

 

 

تاریخ خبر : ۱۳۹۲/۶/۱۶

 

 

 

ساعت خبر : ۲۰ : ۴۹

 

فیلمبرداری «اسبها همچنان می تازند» به نیمه رسید؛

سعید راد

در خیابانهای تهران به دنبال انتقام!+عکس

به گزارش شبکه ایران فیلمبرداری تازه ترین فیلم حسن نجفی با عنوان «اسبها همچنان می تازند» به نیمه رسید. این فیلم داستان مردی به نام «بایرام» را روایت می کند که برای گرفتن انتقامی دیرین وارد تهران می شود. سعید راد ایفاگر نقش «بایرام» در فیلم است. نقشی که خودش آن را جزو متفاوتترین کارهای کارنامه بازیگری اش دانسته و درباره آن به شبکه ایران می گوید:«فیلمنامه این کار آن قدر قوی بود که به کارگردان اعتماد کردم و وارد کار شدم. مطمئنم نتیجه کار هم مورد قبول مخاطبان خواهد بود. سابقه کاری ام در سینمای و تلویزیون آن قدر بوده که بتوانم با خواندن فیلمنامه نتیجه نهایی را حدس بزنم و در این مورد هم بلاتردید اتفاق مثبتی رخ خواهد داد.»

 

عکس: فاتح شافعی

سعید راد - سعید و دیگران

 

سعید راد

 

سعید و دیگران

 

 

 

سعید راد

 

 

سعید همیشه

 

 

سعید دیروز امروز و فردا

 

 

سعید در رسانه ها

 
 
کد خبر: ۱۵۳۸۳۳
تاریخ انتشار: ۰۱ مهر ۱۳۹۲ - ۱۵:۳۶
 
 

«پايان خدمت» به

 

 

سعيد راد رسيد

 

 

 

فيلم‌ سينمايي «پايان خدمت» به کارگرداني حميد زرگرنژاد در مرحله انتخاب بازيگران و عوامل است.

عليرضا جلالي تهيه کننده سينما و تلويزيون درباره فعاليت کنوني خود به سوره سينما گفت: مدتي است پيش توليد فيلم سينمايي «پايان خدمت» به نويسندگي بهروز افخمي و کارگرداني حميد زرگرنژاد را آغاز کرده ايم که طبق برنامه ريزي انجام شده 10 مهرماه کار را کليد خواهيم زد.

تهيه کننده فيلم سينمايي «روز سوم» ادامه داد: انتخاب بازيگران انجام شده و تاکنون حضور سعيد راد، امير جديدي، هدي زين العابديني، رامين راستاد، رامسين کبريتي، محمد فيلي، قطعي شده است. همچنين عوامل پشت صحنه مانند مدير فيلمبرداري: علي‌محمد قاسمي، طراح لباس و صحنه: محمدمحمدي، مدير توليد: عليرضا بختيان، مديرتارکات: حميد حاجي زاده، دستيارکارگردان و برنامه ريز: خسرو نصيري خواه، طراح گريم: مهري شيرازي، قرار است با ما همکاري کنند.

جلالي افزود: اين فيلم مضموني اجتماعي دارد و روايتگر سربازي است که در روزهاي پاياني خدمت سربازي خود درگير اتفاقاتي مي‌شود. فيلمبرداري اين فيلم قرار است در تهران، شيراز و اصفهان انجام شود.

بازگشت به صفحه نخست
نسخه چاپی
ارسال به دوستان

پوستر ...

 

 

پوستر آفیش اعلان و پلاکارد فیلم های سعید

 

سعید وتنگنا 3

 

سعید وتنگنا 3

 

 

سعيد در رسانه ها

سينما در حاشيه
انتقاد سعيد راد: بايد گوش برخي از بازيگران را گرفت
خراسان - مورخ دوشنبه 1392/01/26 شماره انتشار 18378

سعيد راد جزو معدود بازيگراني است که حدودا چهار يا شايد هم پنج دهه اي هست که در سينماي ايران فعاليت دارد. اين بازيگر قديمي سينماي ايران به تازگي در گفتگويي با تماشا، نکات جالبي را درباره سال سينمايي 91 و البته ستاره هاي جوان سينماي ايران بيان کرده است که بخشي از آن را در ادامه مي خوانيد:

به نظر من مثل تنبيه دوران مدرسه مان بايد گوش برخي از بازيگران را گرفت و برد گوشه کلاس و بگويند کلاغ پر برويد! مردم اصلا خيلي از اين ها را نمي شناسند و بود و نبودشان فرقي ندارد. در اين شرايط بازيگراني مثل فريبرز عرب نيا، محمدرضا فروتن و حامد بهداد بايد از خودشان خيلي بيشتر از اينها محافظت کنند. چون من فکر مي کنم اين سه نفر از آن بازيگران ماندني هستند.

هميشه دوست داشتم که دوباره با آقاي کيميايي کار کنم و اگر اين اتفاق قرار باشد در سال 96 هم بيفتد من بي صبرانه منتظر هستم چون شخص مسعود کيميايي را خيلي دوست دارم همان طور که تصور مي کنم اگر مسعود کيميايي هم بخواهد با من کار بکند با سعيد راد است که کار مي کند نه فقط به واسطه بازيگري و فن من.

به نظر من اصلا سينمايي وجود ندارد که بدترين يا بهترين باشد. سينماي ايران خيلي کوچک شده، بازيگرها کوچک شده اند، فيلمنامه ها بد شده، سناريوهاي يک خطي تبديل به فيلم سينمايي مي شود. اين چيزهايي که من در جشنواره فجر گذشته ديده ام به هيچ عنوان در سطح سينماي ايران نبود؛ چه در ميان کارگردانان اصلي و چه در ميان کارگردانان الف.

من کارشناس نيستم و الان فقط با منطق خودم حرف مي زنم. فکر مي کنم سينماي ايران آن جوهره و جنم خودش را از دست داده و حرفي براي گفتن ندارد. سناريو در سطح است و دور هم انگار جمع شده و براي خالي نبودن عريضه فيلمنامه اي هم نوشته اند. بازيگرها از آن بدتر. اين تازگي ها مد شده که همه مي گويند ديديد چقدر خوب بازي کرد خودش بود انگار، کاملاً واقعي. اين غلط است بازيگر که نبايد خودش باشد بايد بازي کند، بايد تکنيک داشته باشد.

سعيد ديروز سعيد امروز


سعيد ديروز سعيد امروز



سعيد ديروز






سعيد امروز



سعید راد - سعيد ديروز سعيد امروز


سعيد ديروز سعيد امروز



سعيد ديروز



سعيد امروز




سعید راد - پوستر اعلان و . . .

 

 

سعید راد - پوستر اعلان و . . .

 


سعيد در رسانه ها


کد خبر: ۱۴۵۷۳۴
۱۸ فروردين ۱۳۹۲ - ۱۰:۲۵


تصاوير حواشي ديدار پرسپوليس - داماش
حضور سعيد راد در ميان تماشاگران





تیپ جدید مدیرعامل پرسپولیس در کنار سعید راد:


رویانیان و سعید راد روی نیمکت پرسپولیس

رویانیان با تیپ جدید روی نیمکت در کنار سعید راد

محمد رویانیان و سعید راد روی نیمکت پرسپولیس

سعید و دیگران


 

سعید و دیگران

 

 

سعید راد

 

سعید و من

از همان زمان که فیلم خداحافظ رفیق مراحل ساخته شدن را طی کرد و حتی در ماه های پیش تر که عکس هایت را در مجله های سینمایی دیدیم احساس کردیم که فرق هایی با دیگران داری.

 و حتی اسم یک سیلابیت هم تازگی داشت .

  موهایمان را اندازه شما کوتاه کردیم و هی تیغ به سبیل هایمان زدیم تا به اندازه سبیل های شما پر شود .

 یک وری نگاه کردیم و ابرو هارا بالا انداختیم تا مثل شما چین بر پیشانیمان بیفتد و شانه راست را کمی پایین گرفتیم

چقدر عکس مثل شما گرفتیم و کم کم شما شدی شاخص فیلم های متفاوت تا وقتی که با فیلم کافر و تنگنا آتش به جان ما انداختی و شب و روزمان شد کافر و تنگنا و صبح روز چهارم و... جوانیماان را با شما سر کردیم.


به رسم امانتداري ( با كمي ويرايش نقل از مصاحبه هوشنگ گلمكاني با سعيد )


 

 

پوستر اعلان و . . . سعید راد


 پوستر و ...

 

پوستر و . . . 3


 

پوستر پلاکارد اعلان و آفیش فیلم های سعید

 

 

 


سعید راد - سعید و صادق


 

سعید راد 

 

 سعید و صادق ۲

 

 

 

سعید راد - سعید و دیگران


سعید راد

 

سعید و دیگران

 

دو اسطوره سینمای ایران

 

سعید و بهروز

 

 

 

پوستر و ...


 

پوستر اعلان پلاکارد و آفیش فیلم های سعید

 

سعید راد - سعيد ديروز


سعید راد

 

سعید سینمای ایران

 

سعید در رسانه ها 13

 

 سعید در رسانه ها

 

6 خرداد 1391

 

 در نقش سر لشگر شهید فلاحی

 

سعيد راد به فيلم شهيد چمران

 پيوست

 

Copy of 777 1.jpg

 

سعيد راد به جمع بازيگران فيلم سينمايي «چ» به كارگرداني ابراهيم حاتمي‌كيا پيوست.

اين بازيگر قرار است در فيلم زندگي شهيد چمران نقش سرلشگر فلاحي را بازي كند. ديروز سايت اين فيلم فيلمي از دورخواني بخش‌هايي از فيلمنامه با حضور فريبرز عرب‌نيا، مريلا زارعي، اسماعيل سلطانيان و سعيد راد را منتشر كرد كه البته ابراهيم حاتمي‌كيا نيز حضور داشت. قرار است طي روزهاي آينده چند بازيگر ديگر به اين جمع اضافه شوند و تست گريم همه بازيگران انجام شود.
فيلم «چ» 17 روز ديگر كليد مي‌خورد و بخش‌هايي از آن در اورامانات كرمانشاه فيلمبرداري خواهد شد.

حاتمی‌کیا در اين فيلم سراغ دو روز و دو شب از زندگی شهید چمران رفته و از روز بیست‌وپنجم تا بیست‌وهفتم مرداد 1358 زندگی این شهید را روایت کرده‌است. این فیلم با حمایت بنیاد سینمایی فارابی و به تهیه‌کنندگی مهدی کریمی ساخته خواهد شد

 بانی فیلم

و . . .

 

 

سعید راد - سعید دیروز ، سعید امروز 8

 

 

سعید دیروز ، سعید امروز ۸

 

 

سعید دیروز

 

 

سعید امروز