نوستالژی یک فیلم
چقدر سخت است تنها بودن ، تنها
ماندن و تنها جنگیدن .
اما فقط از چنین بذری است که
حقیقت به دنیا می آید
فریدریش نیچه
نوستالژی یک فیلم
کافر
کارگردان : فریدون گله
دستیار کارگردان : جمشید ورزنده ، سعید خدابنده لو ، رضا شمشادیان
نویسنده : فریدون گله
تهیه کننده : جمال مجتهدی
مدیر تهیه : مصطفی مظاهری
مدیر تولید : وحید مجتهدی
مدیر فیلمبرداری : حمید مجتهدی
دستیار فیلمبردار : علی صادقی
تدوین : حمید مجتهدی
آهنگساز : حسین واثقی
اجرای موسیقی : کسروی
خواننده : فائقه آتشین
میکس : گالوست گورکیان
افکت : گالوست گورکیان
امور فنی : مرتضی حمزه ، شیرمراد گودرزی ، رسول آشتیانی
ژانر : اجتماعی
سال ساخت : ۱۳۵۱
مدت : ۹۱ دقیقه
خلاصه داستان فيلم :
« مهدي » معروف به « كافر» از زندان آزاد ميشود و به سراغ دار و دسته سابقش ميرود. پس از آن دار و دسته « حسن طلا » كه او را لو داده و باعث شده بودند او به زندان بيفتد را گوشمالي ميدهد. در يكي از دزديهايي كه دار و دستهاش انجام ميدهند به طور اتفاقي دفتر خاطرات دختر جواني را به دست ميآورند آنرا تحويل « مهدي» ميدهند ، در نوشتههاي دختر جوان علاوه بر شكايت از اطرافيان ، حسرت و آرزوهاي زندگي بهتر ديده ميشود ، مهدي تصميم ميگيرد و بدون اينكه دختر متوجه شود شرايطي را فراهم ميآورد تا دختر به آرزوهايش برسد و كسي را كه دوست دارد ملاقات كند.
كم كم مهدي متوجه ميشود به دختر علاقهمند شده ، تصميم ميگيرد براي آخرين بار دست به دزدي بزند.

كافر اولين فيلمي است كه فريدون گُله را بعد از كارگرداني فيلم « شب فرشتگان » و نوشتن بيش از بيست فيلمنامه براي ديگران ، به عنوان يك فيلم ساز جدي معرفي ميكند ، جذابيت كافر مديون ديالوگهايي است كه در حافظة برخي تماشاگران نسلهاي بعد هم ماند ، نوع روايت فريدون گُله از تقابل « مهدي كافر» و « حسن طلا » نزديك به روايتهاي قديمي از صفبندي نيروهاي خير و شر است و رجزهايي كه اين دو در طول فيلم براي همديگر ميخوانند تسلط گُله را در ديالوگنويسي نشان ميدهد.
بياد بياوريم سكانس اولين تقابل دار و دسته « مهدي كافر» و « حسن طلا » در ميدان درگاهي و گفتگوي ميان « مهدي» و « حسن طلا» را

فيلم مثل بسياري از فيلمهاي موجنوي آن زمان با آزادي مهدي كافر از زندان شروع و با مرگ وي پايان ميپذيرد. كافر ايدههاي جسورانهاي دارد.
مهارت در تنظيم قابها ، نور صحنه و زاويههاي متعدد با تيتراژ فيلم شروع ميشود.
كافر دومين ساخته گُله ، آغاز دوباره او در مقام كارگردان در سينماي ايران است ، اساس فيلم بر محور مقابله و رويارويي يك ضد قهرمان با افراد جامعه و شرايط موجود در آن بنا شده است فيلم به موضوعهايي اشاره ميكند كه تا آن زمان به ندرت در فيلمهاي ايراني به چشم خورده بود ، موضوعهايي مثل پذيرش آگاهانه مرگ از سوي كسي كه قهرمان بود اما به ناچار در موقعيتي قرار ميگيرد كه بايد خلاف جهت جريان آب شنا ميكرد تماشاگر در اين مسير با واقعيتهايي روبهرو ميشود كه براي مخاطب سينماي ايران تلخ و ناگوار بود مثل رابطه نفرتانگيز مهدي كافر و پدرش در جاي جاي فيلم كه به ظاهر خصمانه و سرد و يأسآور بود ، اما احساس غريبي در نگاهشان موج ميزد احساسي كه بروز نمييافت و در سكوتي سنگين و دلهره آور سخن از سوء تفاهمي ديرينه داشت.
مقابله و رودرويي دو قطب اصلي داستان ، مهدي كافر و دار و دستهاش كه همگي به قشر ضعیف جامعه تعلق داشت و حسن طلا و نوچههايش كه براي بقاي موقعيت خود با آنها در تقابل و ستيز بودند ، همين اتحاد و دلبستگي و ايستادگي قطب ضعيف در برابر قطب مقتدر و قدعلم کردن دار و دسته مهدي كافر در برابر حسن طلا و نوچههايش به طور نمادين بازتاب باورهاي سياسي و اجتماعي سازندهاش بود.

در يكي از فصلهاي مياني فيلم حسن طلا كه موقعيت خود را در خطر ميبيند رو به نوچههايش ميكند و ميگويد ، « نميدونمُ ، نميتونمُ ، نميكنمُ ، اون ياد بچهها داد » و همين جمله كوتاه به زيبايي و ظرافت شخصيت مهدي كافر را به تماشاگر معرفي ميكند ، شخصيتي كه به دور از كليشههاي رایج دوران و براي تماشاگر جذابیت و تازگي داشت.همين ويژگيشخصيت اصلي فيلم است كه كافر را در كارنامه کارگردانش به فيلم مهمي تبديل ميكند. فيلمي كه كاملاً با آنچه براي ديگران نوشت و باآنچه خود ساخت متفاوت بود.
گُله براي نقش اصلي از بازيگري استفاده كرد كه در آن زمان ایفاگر نوع خاصي ازبازیگری در سينمای ایران بود. سعيد راد ، و اين يكي از همان سه فيلمي است كه سعيد راد قبل از اينكه اولين فيلمش « خداحافظ رفیق» اكران شود در آن بازي گرد.<سعيد راد با همان شمايل ، موهاي كوتاه وسبیل ، بلوز مشكي آستين كوتاه ، سريع در صحنههاي زد و خورد و با ديالوگهاي متفاوت ، پس از نمایش کافر از سعيد راد براي بازي در چند فيلم دعوت بعمل آمد و به آن معنا كه در چند فيلم ديگر سعيد راد « مهدي كافر» را تكرار كرد.
بازي سعيد راد و ديالوگهاي فريدون گُله از مهمترين نكتههاي فيلم هستند كه هنوز بعد گذشت نزدیک به چهل سال تازگی دارد .
بازيگران مطرح ديگري در فيلم حضور دارند كه همكاري بعضي از آنها با فريدون گُله ادامه پيدا كرد.
فيلمبرداري تمام و كمال در خدمت ايدههاي است.
بد نيست اشارهاي هم داشته باشيم به موسيقي متن فيلم كه از حسين واثقي است هنوز پس از گذشت چهاردهه قابل شنيدن و تأثير گذار است . كيفيت فيلم بدون توجه به نقش موسيقي حسين واثقي ، فيلمبرداري حميد مجتهدي و بازي سعيد راد قابل تصور نيست.

كلام آخر :
تاريخ نقد فيلم ايران نقطه كور و غير قابل تردیدی داشته است هنوز هم كه هنوز است بيتوجهي فضاي نقدنويسي نسبت به فيلمهاي گُله و فيلم كافر ، دشنه و بالاخص کندو واقعاً مشهود است .
هميشه اين سينماست كه بر زمان پيروز ميشود. كم نیستند فيلمهاي خوبي كه به چشم كسي نيامدند و كمتر دربارهاشان نوشتند و فيلم كافر يكي از آنهاست.

این وبلاگ ادای دینی است به هنرمند و بازیگربرجسته سینمای ایران سعید راد