بانی فیلم


 

تقوايي همچنان تنهاست



سعيد راد  من جسارت را در بازيگري از تقوايي ياد گرفتم. يكي از افتخارات بازيگري من همكاري با ايشان در فيلم «صادق‌كرده» است؛ از چيزهايي كه در اين فيلم  آموختم همچنان استفاده مي‌كنم. يكي ديگر از افتخارات من اين بود كه وقتي پس از بيست سال هجرت ناخواسته به ايران برگشتم، انتخاب تقوايي براي فيلم «زنگي و رومي» بودم و دو ماه در قشم در خدمتشان كار كردم. وقتي فيلم «زنگي و رومي» ساخته نشد، خيلي متأسف شدم و همچنان اين تأسف با من هست نه به خاطر اينكه چرا نتوانستم در آن فيلم كاركنم بلكه به‌خاطر اينكه چرا استادي مانند ناصر تقوايي نتوانست فيلم بسازد! به عقيده من تقوايي آنقدر بزرگ و با شعور و بي‌نياز است كه نخواهد براي درست كردن يك فيلم به هرآنچه ديگران انجام مي‌دهند تن دهد.تقوايي مانند ساتيا جيت راي در سينماي هند، فدريكوفليني در سينماي ايتاليا و كوروساوا در سينماي ژاپن است. دولت‌ها براي اين كارگردانان بودجه‌اي را در نظر مي‌گرفتند كه فيلم بسازند تا در تاريخ آن كشور و جزو افتخارات سينماي جهان ماندگار شدند اما ما به همه چيزمان مي‌باليم جز به سينمايمان.گرچه در حال حاضر سينماي ايران از طريق فستيوال‌هاي سينمايي در جهان شناخته شده است، اما هرگاه مردم در نقاط مختلف دنيا با مليت‌هاي گوناگون براي ديدن فيلمي از ايران بليت خريدند، آن‌زمان مي‌توانيم بگوييم سينماي ايران جهاني شده است. كمتر كسي به تماشاي فيلم‌هاي سينماي ايران مي‌رود چرا؟

 چون امثال تقوايي فيلم نمي‌سازند و هم‌دوره‌هاي ايشان هم در مداري قرار گرفته‌اند كه ديگر فيلم نمي‌سازند، فقط تصوير را سرهم مي‌كنند، اما تقوايي جزو آنان نيست، همچنان تنهاست. ايشان هنوز آن انرژي و صلابت در كار را دارند و من به عنوان شاگرد ايشان فقط افسوس مي‌خورم! تقوايي اصلاً در مقامي نيست كه نياز داشته باشد كسي تأييدشان كند، تقوايي يعني تقوايي! با نهايت تعظيم اين اجازه را دارم كه بگويم تقوايي است كه بايد سينماي ايران و ما را تأييد كنند. ايشان راجع به تمام بخش‌هاي سينما مطلع هستند. يادم هست چند سال پيش در تالار وحدت از ايشان براي اهداي جايزه‌اي دعوت شد و ايشان در همين فرصت محدود روي سن درس بازيگري داد كه چه كسي بازيگر است و چه كسي بازيگر نيست! مي‌خواهم بگويم ايشان در هر فرصتي سينما را تدريس مي‌كند.چرا تقوايي نتوانسته فيلمش را تمام كند؟ كنار كشيدن او از فيلمسازي دليل دارد، جنس فيلمسازي ايشان برآمده از انديشه و تفكر خودشان است. دوستان اگر بودجه‌هاي ميلياردي كه در اختيار ساير فيلم‌ها قرار مي‌دهند را به ايشان هم بدهند، دو ماهه فيلمشان را تمام مي‌كنند، اما مي‌خواهند با حداقل‌ها حداكثر داشته باشند!خاطرم هست براي فيلم زنگي و رومي، هر روز صبح بيدار مي‌شدم، مي‌رفتم مي‌دويدم .  و دوش مي‌گرفتم و بعد تازه با تقوايي در قشم به‌دنبال لوكيشن مي‌رفتيم و انرژي ايشان ما را خسته مي‌كرد! دوستان بازيگري كه با اين فيلم قرارداد داشتند و استاد استاد مي‌كردند، حتي نيامدند استادشان را ببينند. فرهاد صبا شاهد است كه دو ماه تمام تقوايي با چه انگيزه‌اي آن پروداكشن عظيم را ساخت! ناصر تقوايي در «صادق كرده» به من ياد داد كه چطور از بدنم استفاده كنم و هنوز از آموخته‌هاي آن زمانم استفاده مي كنم،

 ممكن است من از نمره صد، سي هم نباشم، اما براي صدشدن بايد با كارگرداناني مثل ناصر تقوايي كار كنم، اما وقتي كه دستم خالي است و كارگرداني نيست تا با او كار كنم، نتيجه ثمربخش نيست. برخلاف آنچه مي‌گويند تقوايي نسبت به گذشته پرانرژي‌تر هم شده ‌است، اينكه مي‌گويند ايشان عاشق سينماست و ... درست نيست، تقوايي مؤلف سينماست، يعني كسي كه مي‌بيند، مي‌نويسد و اجرا مي‌كند. ايشان سينما را به معني واقعي كلمه مي‌شناسد. در نتيجه اين ضعف به ما برمي‌گردد كه نمي‌توانيم از وجود ايشان استفاده كنيم. ايشان در جايي قبل از شروع فيلمش گفته بود كه «من بايد تهيه‌كننده فيلم خودم باشم» و اين حرف بسيار درستي است. چرا كه شايد تهيه‌كنندگان امروز سينماي ايران اصلاً نتوانند تقوايي را بفهمند. آنان، بدون رودربايستي مي‌خواهند حداقل را بدهند و حداكثر را بگيرند! اين نوع نگاه مشكل‌ساز شده است و همين مشكلات براي فيلم «زنگي و رومي» هم به‌وجود آمد. نهادهايي چون بنياد فارابي، حوزه هنري، صدا و سيما، (به تازگي) مجلس شوراي اسلامي و .... براي توليد فيلم بودجه‌هاي خوبي را اختصاص مي‌دهند چرا هيچ كدام از اين نهادها نمي‌گويند استاد تقوايي هزينه اين سناريو شما چقدر مي‌شود تا آن را تأمين كنيم؟ چرا اين كار را نمي‌كنند؟!

«زنگي و رومي» داستاني بسيار جذاب و فراگير در سطح جهاني دارد و پروداكشني عظيم محسوب مي‌شود، مگر با هزينه‌هاي اندك مي‌توان اين فيلم را ساخت؟ به عنوان مثال هنگامي‌كه در فيلم زنگي و رومي به‌جاي كمربندهاي چرمي افسرهاي هندي تحت حمايت دولت انگليس كمربندهاي مشمعي مي‌گذارند، معلوم است كه اين فيلم ، فيلم نمي‌شود. تقوايي اين حساسيت‌ها را دارد و حتي از كوچكترين موارد نمي‌گذرد، براي اينكه كارش را بلد است.

تهيه‌كننده مي‌گويد:«ما پول نداريم اين كار را انجام دهيم» ايشان هم مي‌گويند «پولش را نداريد، نسازيدهمين كه روزنامه شما وقت مي‌گذارد و پيگير وضعيت تقوايي مي‌شود قابل تقدير است، اما آخرش نتيجه چه مي‌شود؟ دوباره يكسال، دو سال بعد مجله ديگري اين موضوع را مطرح مي‌كند و .... اما فيلمسازي تقوايي به كجا رسيد؟ او در توليد سينماي ايران آدم‌گراني است و اين ويژگي از سوي تهيه‌كنندگان ما بايد درك شود. تقوايي با اين شرايطي كه مي‌خواهند فيلمي را دو ماهه و سه ماهه بسازد نمي‌تواند كنار بيايد. از طرف ديگر افرادي هم كه مي‌خواهند فيلم‌ها را در اين مدت بسازند، مديريت ندارند، شما به جاي پانصدميليون تومان پنجاه ميليارد بودجه بدهيد، من دو ماهه مي‌سازم! از كانادا، از ژاپن و .... نيرو مي‌آورم! يادش بخير، شادروان جلال مقدم مي‌گفت: «فقط مي‌گويند بگيريم ، مگر كفتر است كه بگيريم!» اين سينما زمان و مديريت مي‌خواهد. در سينماي آمريكا به تهيه‌كننده جايزه اسكار مي‌دهند، يعني تهيه‌كننده آدمي صاحب فكر و انديشه و متخصص است، مانند يك جراح صاحب نام مغز، چرا كه با يك انترن نمي‌شود يك مغز را جراحي كرد. تهيه‌كننده فقط آدمي نيست كه پول داشته باشد .

 اما ما در سينماي ايران تهيه‌كننده حرفه‌اي نداريم بلكه او آدمي است كه صدميليون دارد، دويست ميليون هم وام مي‌گيرد و يك فيلم كه هشتصدميليون خرجش مي‌شود را مي‌خواهد با سيصدميليون بسازد! اين طور مي‌شود كه آن فيلم خوب از كار در نمي‌آيد! جالب است در پايتخت دوازده ميليون نفري صدهزار نفر كه به تماشاي فيلمي مي‌روند، جشن مي‌گيرند! آنان تماشاگر هم نيستند، بلكه مشتري هستند. باور كنيد اين رقم‌ها شكست به حساب مي‌آيد.

‌من خوشحال شدم كه احمد درويش پروداكشن عظيمي را كار كردند و بعد هم مجيد مجيدي پروداكشن عظيمي را با بودجه‌اي هنگفت شروع كرده‌اند، چرا كه قابليت مديريتش را دارند و لياقتشان را با فيلم‌هايشان نشان داده‌اند، اما تقوايي چرا نسازد؟ چرا اين بودجه‌ها در اختيار ايشان قرار نگيرد؟ من مي‌دانم افرادي مانند مجيدي و درويش و .... از خدا مي‌خواهند كه تقوايي فيلم بسازد. چرا كه تقوايي‌ها بودند كه اينان به وجود آمدند و هنوز هم به چشم استاد به ايشان نگاه مي‌كنند. در حال حاضر آنان اين بودجه‌ها را دارند اما تقوايي ندارد، چرا؟ مگر آنان به خاطر بودجه‌اي كه مي‌گيرند، فقط «چشم» مي‌گويند، نه آنان هم افراد آزادي هستند كه آزاد فكر مي‌كنند و آزاد فيلم مي‌سازند. يكي از آرزوهاي من اين است كه روزي بتوانم نقش «خالو حسين» در فيلم «زنگي و رومي» را بازي كنم، براي اينكه من خودم را نگه مي‌دارم، اگر من آن فيلم را بازي مي‌كردم يك اثرماندگار ديگر به كارنامه هنري‌ام اضافه مي‌شد. ما دنبال چه هستيم؟ دنبال اين هستيم كه از تجربيات استاداني چون ناصرتقوايي در جاي ديگري و در ادامه فعاليت‌هايمان استفاده كنيم. يادداشتي از گلمكاني در شماره ويژه باني فيلم چاپ شد كه بسيار درست بود چرا كه ما مي‌خواستيم همان ويولن خوش‌دست باشيم  نه دكور! باور كنيد برخي از بازيگران ما اصلاً نمي‌دانند تقوايي كيست، فقط مصاحبه مي‌كنند كه ما از بچگي عاشق اين بوديم كه با ايشان كار كنيم! اصلاً اين حرف‌ها كمدي است! حتي من هم كه با ايشان كار كردم، به خوبي نمي‌شناسمشان.‌ تقوايي گفتني نيست، تقوايي را بايد با ديدن آثارش شناخت و درك كرد. از فيلم نساختن تقوايي، سينماي ايران ضرر مي‌كند، نه ايشان. چرا ما هميشه بايد بعدها افسوس روزهاي گذشته را بخوريم.

 نيروهاي بالقوه ايشان بايد بالفعل شوند و اين نيازمند بودجه، اعتماد و امكانات است، ايشان كه چيزي براي عدم اعتماد كسي ندارد.‌من براي كساني كه خوش آمدن و نيامدشان براي فيلم ساختن ايشان شخصي است، متأسفم.تقوايي شهروندي ايراني است كه در اين مملكت زندگي مي‌كند و پايش را آن‌طرف نگذاشته است و در همين جاهم فيلم‌هايش را ساخته است. من تعجب مي‌كنم از دست اندركاران سينماي ايران (كه البته حسن نيت در آنان مي‌بينم) چرا همان نگاهي را كه به مجيدي مي‌كنند به تقوايي نمي‌كنند! تقوايي فيلمساز معتبر صنعت سينماي ملي ايران است. الان جايگاهش كجاست؟ اينكه فقط شما صفحه‌اي را به ايشان اختصاص دهيد و چند نفر مثل من يادش بكنند؟ تقوايي بايد ياد من بكند، ايشان بايد دو كلمه در مورد من بنويسد و من با اشتياق و مثل يك جايزه بزرگ از آن نگهداري كنم. نه اينكه من راجع به ايشان حرف بزنم.! تقوايي بود كه بازيگري را به من ياد داد، آنوقت من راجع به ايشان حرف بزنم؟ تقوايي احتياج به مهرباني ندارد. ايشان احتياج به بودجه دارد تا تخصصش را بالفعل بكند چرا كه بخش خصوصي از پس بودجه‌هاي فيلم ايشان برنمي‌آيد. امكانات را براي تقوايي فراهم كنيد، آنوقت ببينيد كه چه اتفاقي خواهد افتاد!